مددکاری اجتماعی/ آسیب های اجتماعی / مهارت های زندگی
 

خدمات مددکاری هست یا مددکاری خدمات

خنده دار هست زمانی که استاد مددکاری مثل دانشجویان سال اول مددکاری و خدمات بیاد و در مورد این بحث بکنه البته حق دارند چون از نظریه های مددکاری ما که چیزی نداریم پس بهتره همین بحث ها را داشته باشیم چون به آینده مددکاری کمک می کند.

جالبه که پایان نامه های مددکاری را در سطح ارشد نگاه می کنی چیزی از نظریه های مددکاری نمی بینی. آخه نظریه می خواد چیکار خود مددکاران نظریات زنده هستن

راستی بچه های خدمات مددکار هستند یا نه همان خدماتی

زیاد نگران نباشند چون این اساتید مددکاری خودشان لیسانس های مددکاری هستند حداقل نمی توانند لیسانس خودشان از یادشون بره

البته الانم بعضی از دانشگاه ها بدون یک لیسانس مددکاری دارن رشته مددکاری درس میدن که اینم از عجایب هفتگانه در مددکاری هستش

یا دانشگاه ازاد داره مددکاری فارغ التحصیل میکنه که وقتی بهشون میگی مصاحبه کن بیشتر میشینن درد دل میکنن و وقتی ایراد میگری میگن رابطه حرفه ای برقرار کردیم که این رابطه حرفه ای هم از عجایب اصول مددکاری هست اشکال نداره ان شا... واسه ۲ قرن دیگه درست میشه

بالاخره فن زیرآبی رفتن را فقط و فقط از ما مددکاران می شه یاد گرفت قبول نداری پس با مددکار دوست باش ت

خیلی جالب بود با یک عشقی وارد کلاس های مددکاری می شدی به امید اینکه از اصول و ارزش های مددکاری چیزی یاد بگیری و همان ها را فردا در زندگی ات و کار حرفه ای (ببخشید که هیچ وقت قرار نیست حرفه ای کار کنیم)بکار ببندی نیم ساعت از کلاس میگذاشت همچنان میدیدی که فلان استاد داره میگه فلان استاد بی سواده و هزار حرف بی ربط به مددکاری البته می دونید در این مواقع حق اعتراض نداری چون نق بزنی آخر ترم استاد احتمال داره گوش شیطان کر برگه ات را زیاد بخونه و ازت بخواد که نظریات مدرن مددکاری را براش بنویسی البته فرقی نداره بنویسی یا نه اصلا قصه ملانصرالدین را واسش بنویس نمره ات که مشخصه. پس بهتره که فقط تو دلت بخندی و سرت را تکان بدی اونم بدون پوزخند خلاصه اینکه اینطور میشه که ۴ سال مددکاری زیرآبی رفتن را بچه های مددکاری خوب یاد میگیرن و بدبختی اونجاست که بخوای ارشد مددکاری بخوانی اونجا تعداد کم نمره ها مهم و بچه ها هم زیرابی رفتن را یاد گرفتن خلاصه اینکه باید حواست باشه که خاکت نکن از اینجا بدبختی شروع میشه واسه حفظ بقاء باید تلاش کنی و این میشه که مددکاری بعد از ۵۲ سال هنوزم که هنوزه باید واسش گریه کرد این وضعیت دانشگاهی تهران دانشگاهی که ادعا میکنن پدر و مادر مددکاری ایران اینجا بودن دیگه وای به حال بچه های دانشگاه ازاد که بچه های پدر و مادر مددکاری اونجا هستن و بدبختی گریبان علمی کاربردی ها را هم گرفت نوه های مددکاری سر از اونجا در آوردن خدا به داد مددکاری برسه فردا از دبیرستان ها سر در نیاره البته امیدش باشه چه اشکال داره که هر خانه ای یک مددکار داشته باشه.

بالاخره فن زیرآبی رفتن را فقط و فقط از ما مددکاران می شه یاد گرفت قبول نداری پس با مددکار دوست باش تا پشیمان شوی

مهارتهای مورد نياز مددكاران در مصاحبه

 
  • استقبال از مددجو
  • خوش آمد گويی به مددجو
  • ايجاد وضعيت راحت برای مددجو
  • معرفي خود به مددجو
  • طرح سوالات غير رسمی
  • دعوت باز از مددجو برای طرح مشكل 

  • گوش دادن فعال
  • مشاهده دقيق
  • سوالات مناسب
  • حداقل تشويق برای صحبت كردن
  • بازخورد
  • خود افشای
  • همدلی
  • همدردی
  • انعكاس احساس
  • انعكاس محتوا
  • خلاصه كردن مطالب
  • جمع بندي
  • تععين دستاوردهاي جلسه
  • تعيين تكاليف جلسه اينده 
  • تعيين افراد حاضر در جلسه اينده
  • تعيين مكان جلسه اينده
  • پيگيري و گزارش نويسي
  • تعيين زمان جلسه آينده   

زمانی در روابطمان موفقیم که:
 
کمیت روابط مان را افزایش دهیم
کیفیت روابط مان را ارتقاء بخشیم.

فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی

مسئله از آن جهت حائز اهميت است كه فرسودگي شغلي يكي از رايج ترين مشكلات در محيط هاي كاري مي باشد. ممكن است كه همه ما با فشارهايي در منزل،‌ محل كار و يا محيط تحصيل روبرو باشيم. دراين مواقع است كه احساس تنش يا افسردگي مي كنيم و به مشكلاتي در تغذيه و وضعيت خوابيدن و ... برخورد مي كنيم و در نهايت به مرحله اي از فرسودگي جسماني و هيجاني مي رسيم. متأسفانه اين موارد در دنياي شغلي و زندگي نوين بسيار رايج است و جلوه هاي خاصي از فرسودگي شغلي مي باشد. اين سازه محصول عوامل متعددي است كه شناخت اين عوامل مي تواند نقش مؤثري در كنترل آن متغيرها ايفا نمايد. اغلب حرفه هايي كه با خدمات انساني سروكار دارند جزو شغل هايي هستند كه فرسودگي بسياري را ايجاد مي نمايد و جهت مقابله و كاهش آن آگاهي به عوامل ايجاد كننده و ميزان اين فرسودگي لازم و ضروري است. موقعيت هاي ويژه اي كه در بعضي از مشاغل وجود دارد سبب افزايش سطح فرسودگي در آنان مي گردد.

مددکاری و اینده آن

مددکاری رشته ای شده که در آموزش آن متاسفانه مشکلاتی که وجود دارد به زودی ها حل نمی شود چه مشکلاتی

کتاب های محدود مددکاری که متاسفانه به تعداد انگشتان یک دست نیست

کارورزی های که به کارورزی شباهت ندارند

دانشجویانی که هنوز به دنبال اختلاف مددکاری و خدمات اجتماعی هستند

ببخشید اساتیدی که سالی یک مقاله علمی پژوهشی ندارند

و خلاصه هزاران هزار دلیل دیگر

فرسودگی شغلی

انسان همواره برای تامین نیازهای خود به کاروتلاش پرداخته است, بدیهی است نقش کار در زندگی انسان فراتر از هدف ومقصود ظاهری آن یعنی تامین مایحتاج ضروری زندگی روزانه می باشد. کار نه تنها منبع درآمد فرد محسوب شده بلکه موجب می شود تا بسیاری از نیازهای روحی و روانی انسان مرتفع گردد. در صورت وجود عدم تناسب میان خصوصیات فردی و شرایط و ویژگیهای شغلی,کار می تواند موجب نارضایتی,تحلیل قوای جسمی وروانی ونهایتا بیماری شود. فرسودگی شغلی کاهش قدرت سازگاری با عوامل فشارزاست وسندرومی است مرکب از خستگی عاطفی و جسمی که منجر به ایجاد خود پنداری منفی در فرد و نگرش منفی به شغل و فقدان احساس ارتباط با مراجعان به هنگام انجام وظیفه می گردد.فرسودگی را دارای سه جزء دانسته اند:خستگی عاطفی ، وجود احساساتی است که در آن شخص نیروهای هیجانی خود را از دست داده است و قادر به برقراری روابط عاطفی با دیگران نیست.مسخ شخصیت ، مولفه دیگر فرسودگی است که به  پاسخ های غیر احساسی و خشن نسبت به مراجعان و همکاران مربوط است. افراد با سندروم فرسودگی شغلی احساسات منفی و نگرش منفی همراه با سرزنش دیگران را دارند.کاهش موفقیت فردی،در این حالت فرد از تلاشهای حرفه ای خود برداشتهای منفی دارد و احساس می کند در شغل خود پیشرفتی ندارد و کار و تلاش در حرفه نتایج مثبت به همراه ندارد. یکی از عمده ترین مسائل شغلی که معمولا به شکل واکنش در برابر فشارهای شغلی و سازمانی در میان کارکنان دیده می شود پدیده فرسودگی شغلی است که برای اولین بار فرویدنبرگر[1](1975) به این پدیده اشاره نمود و آن را واکنشی در برابر تنش شغلی بیش از حد دانست. بعدها سایر دانشمندان تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام دادند بطوریکه معلوم شد این پدیده می تواند علل مختلفی داشته باشد. صرفنظر از علت, فردی که دچار فرسودگی شغلی می شود, نمی تواند پاسخ های مناسبی از خود در برابر تنش نشان دهد و از آنجا که تنش بیش از حد می تواند موجب بروز مشکلات جسمی , روانی, اجتماعی یا روحی شود لذا می توان نتیجه گرفت فرسودگی شغلی یکی از مشکلات جدی در محیط کار است. فرسودگی شغلی اساسا ناشی از تنش شغلی است، فشارهای عصبی و روانی که به اصطلاح تنش[2]  نامیده می شوند در زندگی روزانه ما به وفور مشاهده می شوند. به طور کلی تعاریف متعددی از تنش به عمل آمده است برای مثال: وقتی فرد در شرایط و اوضاع احوالی قرار گیرد که تحت فشار واقع شود یا احساس ناراحت کننده ای به او دست دهد عصبی باشد, احساس ناکامی و تنش کند یا در تعارض و بلا تکلیفی باشد می گوئیم تحت تنش است. همانطوری که در بالا نیز ذکر شد یکی از پیامدهای فوری فشارهای روانی, پدیده فرسودگی شغلی است. اولین آسیب فرسودگی شغلی عبارت از رنج بردن از فرسودگی بدنی است افرادی که از این عارضه رنج می برند اصولا کم انرژی و دارای احساس خستگی بیش از حد هستند, به علاوه اینکه مبتلایان، برخی از نشانه های فشار بدنی نظیر سردرد,تهوع,کم خوابی و تغییراتی در عادات غذایی را به طور فراوان گزارش می دهند. دومین زیان فرسودگی شغلی این است که افراد مبتلا، فرسودگی عاطفی را نیز تجربه می کنند. افسردگی, احساس درماندگی, احساس عدم کارآیی در شغل و مواردی از این قبیل همگی نمونه هایی از فرسودگی شغلی هستند.



1- Freudenberger

 

[2] - stress

دانشجویان مددکاری

سلام به تمام دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد مددکاری که امسال وارد این رشته می شوند ورودتان مبارک امیدوارم مددکار باشید و بمانید و مثل ما از این رشته زده نشوید

مددکاران به سوگندنامه مددکاری عمل کنید

راستی ما مددکاران خیلی ساده نشستیم و پست های مددکاری را به لیسانس های غیر مرتبط می دهند و جالب است ادعا می کنیم مددکاری حرفه ای می گردد اشکال نداره مددکاری که کار سختی نیست یک نفر با مدرک راهنمایی می تواند مددکار باشه چی شد ناراحت شدی پس چرا هیچ واکنشی نشان نمی دهید و پس چرا انجمن علمی و انجمن مددکاری اجتماعی ایران کاری انجام نمی دهد. ببخشید من حواسم نبود که انجمن های ما خواب هستند و صرفا اسم شان انجمن هست و دوستان فقط یک جشن مددکاری می گیرند و من ماندم که بابا این جشن چقدر توان و هماهنگی می خواهد یکسال مشغول آن می شوند و بعدشم حالا خوب یا بد برگزار می شود.

دوستان انجمنی ببخشند روزی که می خواهند رای بگیرند حرف های خوبی می زنند و بعد عمل نمی کنند این نشان می دهد مددکاران فقط قول می دهند و همین باعث میشه از مددکاری ناامید بشویم.

راستی کاردانی مددکاری آمده جالب هست البته جای تعجب ندارد خوب دیگه مددکاران عزیز کارورزی و اینها را می خواهند چیکار مگر ما که رفتیم الان چیکار می کنیم یا نمی رفتیم چه اتفاقی می افتاد فقط یک خوبی واسه بعضی از اساتید پیداه کرده که جمعه هم کنار خانواده شان نیستند و راستی کلی پول

چند مورد از خدمات‌ مددكاري‌ كه‌ توسط‌ مددكاران‌ اجتماعي‌ در كارخانجات‌گزارش‌شده‌است‌به‌صورت‌زيراست‌


 1- همكاري‌ با سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ براي‌ پيگيري‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ كاركنان‌ كارگاه‌ مثل‌ كسب‌ حقوق‌ دوران‌ بستري‌ شدن‌ كاركنان‌ و ديگر اعضاي‌ خانواده‌ آنها و ساير مواردي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ است‌.
 2- همكاري‌ با مديريت‌ خدمات‌ اجتماعي‌ وزارت‌ كار از جمله‌ امور آموزشي‌ كاركنان‌ كارگاه‌ و ديگر برنامه‌هاي‌ آن‌ مديريت‌.
3- همكاري‌ با بيمارستان‌هاي‌ عمومي‌ و تخصصي‌ كه‌ كاركنان‌ كارگاه‌ در آن‌ بيمارستان‌ها بستري‌ هستند، به‌ ويژه‌ بيمارستان‌هاي‌تامين‌اجتماعي‌.
 4- همكاري‌ با دادسراها به‌ ويژه‌ در مواردي‌ كه‌ كاركنان‌ كارگاه‌ در آن‌ دادسرا مسائلشان‌ مطرح‌ مي‌باشد.
5- همكاري‌ با مهدكودك‌ كارخانه‌ يا ديگر مؤسسات‌ مشابه‌ و كمك‌ در گرفتن‌ فرجه‌ شير دادن‌ براي‌ مادران‌ كارگر.
 6- همكاري‌ با خانواده‌ كاركناني‌ كه‌ داراي‌ بيماري‌هاي‌ خاص‌ هستند مثل‌ هموفيلي‌، تالاسمي‌ و نارسايي‌ كليه‌ (دياليز)، ديابت‌ و مشابه‌ آنها و راهنمايي‌ آنها براي‌ استفاده‌ از سازمان‌هاي‌ مسئول‌ و پيگيري‌ امور مربوط‌ به‌ فرزندان‌ آنها دراين‌سازمان‌ها.
 7همكاري‌باخانواده‌هاي‌كاركناني‌كه‌داراي‌فرزندمعلول‌ياسالمندمعلول‌هستندبراي‌راهنمايي‌آنهابه‌سازمان‌هاي‌مسئول‌مثل‌سازمان‌بهزيستي‌وپيگيري‌امورمربوط‌به‌آنهادرآن‌سازمان‌ها.
8-حمايت‌ازخانواده‌هاي‌بي‌سرپرست‌ورسيدگي‌به‌اطفال‌يتيم‌(بازماندگان‌كاركناني‌كه‌درحوادث‌ناشي‌ازكارفوت‌مي‌كنند.)
 9همكاري‌دربرنامه‌هاي‌توانبخشي‌وحمايت‌ازمعلولين‌،نابينايان‌،ناشنوايان‌،آموزش‌وحمايت‌كودكان‌عقب‌مانده‌ذهني‌مربوط‌به‌كاركناني‌كه‌خودياعضوي‌ازخانواده‌شان‌دچاراينگونه‌معلوليت‌هاهستند.
10- ارتباط‌ حرفه‌اي‌ با مؤسسات‌ اصلاح‌ تربيت‌ و حمايت‌ از كودكان‌ و نوجوانان‌ بزهكار كه‌ احتمالاً از فرزندان‌ كاركنان‌ كارگاه‌هستند.
11- ارتباط‌ حرفه‌اي‌ با مؤسسات‌ بازپروري‌ و درمان‌ معتادان‌ به‌ مواد مخدر كه‌ احتمالا" از كاركنان‌ كارگاه‌ يا فرزندان‌ آنها هستند.

 12- ارتباط‌ حرفه‌اي‌ با انجمن‌هاي‌ حمايت‌ از زندانيان‌ و خانواده‌ آنها در مواردي‌ كه‌ احتمالا" از كاركنان‌ كارگاه‌ يا فرزندان‌آنهازنداني‌هستند.
13-ارتباط‌با بازنشستگان‌ كارخانه‌ و كاركنان‌ سالمند در محل‌ زندگي‌ آنها.
14- ارتباط‌ با باشگاههاي‌ ورزشي‌ كاركنان‌، اردوگاهها، مراكز فرهنگي‌، مراكز گذران‌ اوقات‌ فراغت‌، سازمان‌هاي‌ سياحتي‌ - زيارتي‌ و غيره‌ در جهت‌ جذب‌ خدمات‌ مربوط‌ به‌ آنها براي‌ ارائه‌ به‌ كاركنان‌ و خانواده‌هاي‌ آنها.
15- آمادگي‌ همكاري‌ در حوادث‌ غير مترقبه‌ مثل‌ زلزله‌، سيل‌، آتش‌ سوزي‌، جنگ‌ و غيره‌ از جهت‌ كمك‌ در نجات‌ كاركنان‌ و اعضاي‌ خانواده‌ آنها و برنامه‌ ريزي‌ براي‌ عبور از شرايط‌ خاص‌ بعد از حادثه‌ با كمترين‌ خسارات‌.
 مددكاري‌ اجتماعي‌ در كارگاه‌ شامل‌ زمينه‌هاي‌ وسيعي‌ از خدمات‌ حرفه‌اي‌ دررفاه‌ اجتماعي‌ براي‌ پيگيري‌ و حل‌ مشكلات‌ كاركنان‌ كارگاه‌ است‌ ولي‌ هر مددكار اجتماعي‌ ممكن‌ است‌ در يك‌ يا چند زمينه‌ خاص‌ فعاليت‌ كند و در آن‌ زمينه‌ها مهارت‌ لازم‌ را كسب‌ كند. مثلا" در يك‌ كارخانه‌ بزرگ‌ كه‌ چند مددكار اجتماعي‌ مشغول‌ كار هستند اگر تعداد زنان‌ كارگر در آن‌ كارخانه‌ زياد باشد معمولا" يكي‌ از خانم‌هاي‌ مددكار اجتماعي‌ بطور تمام‌ وقت‌ براي‌ امور زنان‌ كارگر خدمت‌ مي‌كند و مسائلي‌ مثل‌ مرخصي‌هاي‌ زايمان‌، فرجه‌ شيردادن‌، بازنشستگي‌، ساعت‌ كار، ايمني‌ و بهداشت‌ كار و ديگر موارد مربوط‌ به‌ زنان‌ كارگر را در رابطه‌ با سازمان‌هاي‌ مسئول‌ مثل‌ تامين‌ اجتماعي‌، بهزيستي‌ و همچنين‌ مديريت‌ كارخانه‌ پيگيري‌ مي‌نمايد و براي‌ پيشگيري‌ از حوادث‌ و آشنايي‌ با حقوق‌ كارگران‌ زن‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ و ترويجي‌ مناسب‌ براي‌ كارگران‌ زن‌ تهيه‌ و اجرا كند و در اين‌ رابطه‌ با اداره‌ كل‌ خدمات‌ اجتماعي‌ وزارت‌ كار و امور اجتماعي‌ همكاري‌ مي‌نمايد. مددكار اجتماعي‌ ويژه‌ زنان‌ كارگر لازم‌ است‌ كه‌ كليه‌ مقررات‌ و قوانين‌ مربوط‌ به‌ زنان‌ كارگر را بداند تا در مواقع‌ لزوم‌ مورد استفاده‌ قرار دهد.

تعريف‌مددكاري‌اجتماعي‌دركارگاه‌

قبل‌ از اينكه‌ تعريف‌ مددكاري‌ اجتماعي‌ در كارگاه‌ را ارائه‌ كنيم‌ ابتدا تعريف‌ كلاسيك‌ مددكاري‌ اجتماعي‌ را مطرح‌ مي‌كنيم‌. بنابه‌ اين‌ تعريف‌ «مددكاري‌ اجتماعي‌ خدمتي‌ است‌ حرفه‌اي‌ كه‌ بر پايه‌ دانش‌ و مهارت‌هاي‌ خاص‌ قرار گرفته‌ است‌، هدف‌ آن‌، كمك‌ به‌ افراد، گروهها و يا جامعه‌ است‌ تا بتوانند استقلال‌ شخصي‌، اجتماعي‌ و رضايت‌ خاطر فردي‌ و اجتماعي‌به‌دست‌آورند.»
 روش‌ اصلي‌ مددكار اجتماعي‌، مددكار فردي‌ است‌ كه‌ به‌ اين‌ صورت‌ تعريف‌ مي‌شود: «مددكاري‌ فردي،‌ هنري‌ است‌ كه‌ دانش‌ و معلومات‌ مربوط‌ به‌ علم‌ روابط‌ انساني‌ و مهارت‌ در ايجاد رابطه‌ را به‌ كار مي‌گيرد تا استعدادهاي‌ نهفته‌ و مكنون‌ افراد را بر انگيزد و همچنين‌ منابع‌ اجتماعي‌ متناسب‌ و مربوط‌ را به‌ حركت‌ در مي‌آورد تا سازگاري‌ بهتري‌ بين‌ مددجوومحيط‌وي‌ايجادنمايد.»
 مددكاري‌ اجتماعي‌ مي‌تواند در مؤسسات‌ مختلفي‌ ارائه‌ شود از جمله‌ در يك‌ كارخانه‌ يا يك‌ كارگاه‌ و در اين‌ صورت‌ منظور از مددجو در تعريف‌ مددكاري‌ اجتماعي‌ يكي‌ از كاركنان‌ كارگاه‌ يا كارخانه‌ است‌ كه‌ به‌ دليل‌ مشكلات‌ فردي‌ (روحي‌ رواني‌) يا خانوادگي‌ (اختلافات‌ خانوادگي‌) يا حقوقي‌ (مسائل‌ دادگاهي‌...) يا مشكلات‌ ارتباطي‌ (ارتباط‌ با همكاران‌، ارتباط‌ با مديريت‌، ارتباط‌ با فضاي‌ كار...) دچار عدم‌ سازگاري‌ با محيط‌ شده‌ است‌ و براي‌ كاهش‌ آثار منفي‌ اين‌ مشكلات‌ و در نهايت‌ حل‌ آنها نياز به‌ راهنمايي‌، حمايت‌ و كمك‌ حرفه‌اي‌ دارد و اين‌ در شرايطي‌ است‌ كه‌ فرد داراي‌ مشكل‌ در حد امكاناتش‌ تلاش‌ كرده‌ تا مشكلات‌ خود به‌ مرور حل‌ كند ولي‌ موفقيت‌ چنداني‌ نداشته‌ است‌.
حال‌ اگر با روش‌هاي‌ حرفه‌اي‌ مددكاري‌ اجتماعي‌ به‌ اين‌ كارگر كمك‌ شود تا مشكلاتش‌ را حل‌ كند، در مورد مشكلات‌ بعدي‌ كه‌ احتمالا" براي‌ او پيش‌ مي‌آيد، ظرفيت‌ كافي‌ و تجربه‌ لازم‌ براي‌ حل‌ آنها را بدون‌ كمك‌ گرفتن‌ از ديگران‌ در اختيارخواهدداشت‌.
در برخي‌ از زمينه‌ها ممكن‌ است‌ يك‌ روانشناس‌، باليني‌ يا يك‌ پزشك‌ يا يك‌ حقوقدان‌ بتواند براي‌ حل‌ مشكل‌ مربوطه‌ كمك‌ كند ولي‌ با توجه‌ به‌ اينكه‌ ويژگي‌ مشترك‌ در مشكلات‌ مربوط‌ به‌ اينگونه‌ مددجويان‌، اجتماعي‌ بودن‌ مشكل‌ آنها است‌ لذا مناسب‌ترين‌ فرد براي‌ كمك‌ به‌ اين‌ افراد مددكار اجتماعي‌ است‌ كه‌ خدمات‌ حرفه‌اي‌ خودش‌ را به‌ كاركنان‌ داراي‌ مشكل‌ در كارگاه‌ ارائه‌ مي‌نمايد و در موارد لزوم‌ از مشورت‌ و همكاري‌ ساير متخصص‌ها مثل‌ روانشناس‌، پزشك‌، حقوقدان‌،جامعه‌شناس‌وغيره‌نيزاستفاده‌مي‌نمايد.
 مددكار اجتماعي‌ كارگاه‌ كسي‌ است‌ كه‌ به‌ كاركنان‌ داراي‌ مشكل‌ و خانواده‌هاي‌ آنها يا كاركناني‌ كه‌ تحت‌ «فشارهاي‌ رواني‌»(3) هستند و خود به‌ تنهايي‌ قادر به‌ مبارزه‌ با آن‌ نيستند، كمك‌ مي‌كند تا بتوانند با استفاده‌ از نيروهاي‌ خودشان‌وكمك‌هاي‌ديگران‌،مشكلات‌خودراكاهش‌دهند.  
زندگي‌ اجتماعي‌ يك‌ كارگر همانند ديگر افراد جامعه‌، بسيار سازمان‌ يافته‌ و پيچيده‌ است‌. بسياري‌ از كارگران‌ امور خود را به‌ طريقي‌ مي‌گذرانند و با مشكلات‌ زندگي‌ كنار مي‌آيند؛ ولي‌ هستند كارگراني‌ كه‌ براي‌ فائق‌ آمدن‌ بر دشواريها، به‌ كمك‌ نياز دارند و اگر كمكلازم‌ در زمان‌ مناسب‌ به‌ آنان‌ نرسد دچار صدمات‌ جبران‌ ناپذيري‌ مي‌شوند. اين‌ مسأله‌، به‌ خصوص‌ در مورد كارگراني‌ كه‌ از نظر مالي‌، جسمي‌، رواني‌ يا به‌ هر علت‌ ديگري‌ در گذران‌ زندگي‌ دچار ضعف‌ هستند و يادرموردكساني‌كه‌ازپشتيباني‌خانواده‌ودوستان‌دلسوزمحرومند،بيشترصدق‌مي‌كند.
 برخي‌ از كارگران‌ گاه‌ با مشكلاتي‌ روبرو مي‌شوند كه‌ زندگي‌ آنان‌ را به‌ فروپاشي‌ تهديد مي‌كند. مشكلاتي‌ چون‌ «بيماري‌، داغديدگي‌ ناشي‌ از مرگ‌ عزيزان و ضررهاي‌ مالي‌ كه‌ گاهي‌ غير قابل‌ تحمل‌ به‌ نظر مي‌رسد».(4)
 در چنين‌ مواردي‌، بسياري‌ از كارگران‌ فعال‌ اعم‌ از زن‌ و يا مرد همانند ساير مردم‌ ممكن‌ است‌ به‌ طور موقت‌ دچار ناتواني‌ بشوند و مشكلاتي‌ را تجربه‌ كنند ولي‌ چون‌ دوست‌ دارند كه‌ مستقل‌ باشند لذا مي‌كوشند قبل‌ از تقاضاي‌ كمك‌ ازديگران‌،مسائلخود‌راتاآنجاكه‌مي‌توانندخودبه‌تنهايي‌حل‌كنند.
در اين‌ ميان‌ برخي‌ از آنها در تلاش‌ خود با شكست مواجه مي‌شوند و پس‌ از آن‌ سعي‌ مي‌كنند مسائلشان‌ را با ديگران‌ مثل‌ مددكار اجتماعي‌ در كارگاه‌ در ميان‌ بگذارند. مثلا" وقتي‌ همسر يك‌ كارگر بيمار مي‌شود و به‌ بيمارستان‌ مي‌رود، كارگر مي‌داند فرزندان‌ خردسالش‌ را چگونه‌ اداره‌ كند و اين‌ در شرايطي‌ است‌ كه‌ مرخصي‌ كافي‌ ندارد و لازم‌ است‌ به‌ كارخانه‌برودوكاركند،درحالي‌كه‌فرزندان‌خردسالش‌درخانه‌تنهاهستند.
 در گذشته‌ و در جوامع‌ سنتي‌، ساخت‌ خانواده‌ به‌ صورتي‌ بود كه‌ در اين‌ شرايط‌ به‌ كمك‌ كارگر مي‌آمد ولي‌ به‌ مرور اين‌ ساخت‌ تغيير يافته‌، كارگر به‌ شهري‌ ديگر كوچ‌ كرده‌ و در اين‌ شهر يا شهرك‌ كارگري‌، كسي‌ را ندارد، در اين‌ صورت‌ به‌ مددكار اجتماعي‌ كارگاه‌ مراجعه‌ مي‌كند تا براي‌ حل‌ مشكل‌ خودش‌ راهنمائي‌ بگيرد.
 يا وقتي‌ يك‌ كارگر دچار يك‌ مشكل‌ حقوقي‌ مي‌شود كه‌ خودش‌ قادر به‌ اداره‌ آن‌ نيست‌، در آن‌ صورت‌ اگر با نظام‌ حقوقي‌ و دادگستري‌ كشور آشنا نباشد نيازمند مشورت‌ با يك‌ وكيل‌ است‌ و اگر راه‌ و روش‌ مراجعه‌ به‌ وكيل‌ را نداند مي‌تواندازمددكاراجتماعي‌راهنمايي‌بگيرد.
يا در زماني‌ كه‌ كارگر خود يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌اش‌ دچار بيماري‌ مي‌شود كه‌ نيازمند بستري‌ شدن‌ در بيمارستان‌ است‌، اگر با نظام‌ بيمارستان‌هاي‌ تخصصي‌ سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ آشنا باشد خودش‌ به‌ بيمارستان‌ مناسب‌ مراجعه‌ مي‌كند و از خدمات‌ آن‌ بيمارستان‌ استفاده‌ مي‌كند ولي‌ اگر با اين‌ نظام‌ آشنا نباشد مي‌تواند از كمك‌ مددكار اجتماعي‌ كارگاه‌برخوردارگردد.
 مشكل‌ ديگر اينكه‌ گاهي‌ يك‌ كارگر براي‌ مراجعه‌ به‌ مؤسسه‌ دچار سردرگمي‌ مي‌شود چون‌ آدرس‌ مؤسسه‌ را نمي‌داند يا با مقررات‌ آن‌ آشنايي‌ ندارد، روش‌ پر كردن‌ فرمهاي‌ مؤسسه‌ را نمي‌داند. مثلا" براي‌ گرفتن‌ وام‌ از يك‌ بانك‌، عدم‌ آشنايي‌ كارگر با مقررات‌ بانك‌ و نحوه‌ مراجعه‌ و غيره‌ مي‌تواند از مشكلات‌ او باشد كه‌ براي‌ حل‌ آن‌ لازم‌ است‌ با يك‌ فرد واجد شرايط‌ در بانك‌ مربوطه‌ مشورت‌ كند و مشكل‌ خودش‌ را حل‌ كند و يافتن‌ چنين‌ فردي‌ كه‌ فرصت‌ اين كار را داشته‌ باشد نيز از مشكلات‌ كارگر است‌ و در اين‌ صورت‌ مددكار اجتماعي‌ مستقر در بانك‌ مربوطه‌ يا مددكار اجتماعي‌ كارگاه‌مي‌تواندبه‌اوكمك‌كند.
 يك‌ كارگر كارخانه‌ همانند بسياري‌ از مردم‌، فقط‌ با مقررات‌ مؤسسه‌ محل‌ كار خودش‌ آشنايي‌ دارد و با ساير مؤسسات‌ چندان‌ آشنا نيست.‌ لذا وقتي‌ براي‌ اولين‌ بار به‌ يك‌ مؤسسه‌ غير از محل‌ كارش‌ مراجعه‌ مي‌كند به‌ دليل‌ عدم‌ آشنايي‌ و ندانستن‌ مقررات‌ آن‌ مؤسسه‌ ممكن‌ است‌ دچار اضطراب‌ و نگراني‌ شود و هر عملي‌ كه‌ انجام‌ دهد اطمينان‌ ندارد كه‌ راه‌ و رسم‌ آن‌ مؤسسه‌ را درست‌ طي‌ مي‌كند يا خير. در اينگونه‌ موارد قسمت‌ راهنمايي‌ مراجعين‌ يا بخش‌ مشاوره‌ آن‌ مؤسسه‌ مي‌تواند به‌ چنين‌ فردي‌ كمك‌ كند ولي‌ در مراجعات‌ بعدي‌ چنين‌ مشكلي‌ وجود ندارد و با اطمينان‌ به‌ آن‌ مؤسسه‌ مراجعه‌ مي‌كند و ممكن‌ است‌ ساير كارگران‌ مراجعه‌ كننده‌ را هم‌ راهنمايي‌ كند.نقش‌ مددكار اجتماعي‌ كارگاه‌ در اين‌ زمينه‌ آشنا كردن‌ كاركنان‌ با مؤسساتي‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ كاركنان‌ كارگاه‌ به‌ دلايلي‌ به‌ آن‌ مؤسسات‌ مراجعه‌ كنند از جمله‌ اين‌ مؤسسات‌ مي‌توان‌ بيمارستان‌هاي‌ تخصصي‌ سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ را نام‌ برد كه‌ هر كدام‌ از آنها در چه‌ زمينه‌اي‌ تخصص‌ دارند و نحوه‌ مراجعه‌ به‌ آنها چگونه‌ است‌ يا در مورد بانك‌ رفاه‌ كارگران‌ و خدمات‌ مختلفي‌ كه‌ به‌ كارگران‌ ارائه‌ مي‌دهد و نحوه‌ استفاده‌ از اين‌ خدمات‌ يا امكانات‌ ورزشي‌، رفاهي‌ كه‌ براي‌ استفاده‌ كارگران‌ تهيه‌ شده‌ و نحوه‌ استفاده‌ از آنها و بسياري‌ مؤسسات‌ ديگر كه‌ بر حسب‌ مورد براي‌ كاركنان‌ كارگاه‌ مطرح‌ مي‌شود.
 بسياري‌ از مشكلاتي‌ كه‌ براي‌ كارگران‌ پيش‌ مي‌آيد در بين‌ زنان‌ و مردان‌ كارگر مشترك‌ است‌ ولي‌ زنان‌ كارگر داراي‌ مسائلي‌ هستند كه‌ خاص‌ آنها است‌ مثل‌ مشكلات‌ بين‌ خانه‌ و محل‌ كار، رابطه‌ با همسر، انجام‌ وظايف‌ خاص‌ خانم‌ها و برخي‌ مشكلات‌ فرهنگي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ براي‌ آنها پيش‌ آيد. در اين‌ مورد، خانم‌هاي‌ مددكار اجتماعي‌ مي‌توانند در بسياري‌ از موارد آنها را راهنمايي‌ كنند و براي‌ حل‌ مشكل‌ آنها از طريق‌ شبكه‌ مددكاري‌ اجتماعي‌ اقدام‌ نمايند. البته‌ كمك‌ مددكار اجتماعي‌ به‌ يك‌ خانم‌ كارگر به‌ صورتي‌ است‌ كه‌ او را قادر مي‌سازد تا ضمن‌ حل‌ مشكل‌ فعلي‌ خوددر موارد بعدي‌ بتواند بدون‌ مراجعه‌ به‌ مددكار اجتماعي‌ كارگاه،‌ خودش‌ مستقلا" مشكلاتش‌ را حل‌ كند.
 اكنون‌ كه‌ با برخي‌ از ويژگي‌هاي‌ مددكار اجتماعي‌ در كارگاه‌ آشنا شديم‌، مي‌توانيم‌ تعريف‌ آن را ارائه‌ نمائيم‌: «مددكاري اجتماعي‌ در كارگاه‌، مجموعه‌ خدمات‌ حرفه‌اي‌ است‌ كه‌ از سوي‌ مددكار اجتماعي‌ شاغل‌ در كارگاه‌ به‌ كاركنان‌ داراي‌ مشكل‌ يا آسيب‌پذير ارائه‌ مي‌شود تا بتوانند مشكلات‌ شخصي‌، خانوادگي‌ و اجتماعي‌ خودشان‌ را بطور مستقل‌حل‌كنندكه‌نتيجه‌آن‌افزايشبهره‌وري‌دركارگاه‌است‌

نقش مددکاران اجتماعی در کار با بیماران ایدزی

انسان موجودی است اجتماعی و در جهت تامین نیازهای اولیه و اساسی خود، ناچار است با دیگران ارتباطی متقابل و تنگاتنگ داشته باشد تا بتواند به زندگی خود ادامه دهد.

گرچه زندگی گروهی مزایای فراوانی را با خود به همراه دارد، اما نباید فراموش کرد همین نوع زندگی خطراتی را نیز متوجه انسانها نموده است. امروزه شاهد  مصائب  و مشکلات عدیده ای در جامعه هستیم که علی رغم پیشرفتهای چشمگیر انسانها در عرصه اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و غیره، هنوز علل بسیاری از آنها شناخته نمانده و از درمان قطعی آنها ناتوان هستیم.

بیماری ایدز از جمله بیماریهایست که در عصر حاضر زندگی بشر را مورد تهدید و آسیب جدی قرار داده است، که در صورت عدم شناخت همه جانبه ابعاد آن می تواند بسرعت در جامعه انتشار یافته و تعداد کثیری از افراد را مبتلا و نابود سازد.

ایدز(AIDS) برگرفته از حروف اول عبارت Acquired Immunodificiency Syndrom به معنی بیماری یا نشانگان ضعف سیستم ایمنی اکتسابی است. زیرا در این بیماری، سیستم ایمنی(دفاعی) بدن شخص درگیر شده و از کار می افتد.

عامل بیماری ویروسی بنام«ویروس مضعف ایمنی انسان » (Human Immunodificiency Virus به اختصار HIV) است و تاکنون دو نوع (موسوم به HIV-1 و HIV-2 ) و نه گونه شناسایی شده است(ساداتیان، 1384: 15).

راههای شناخته شده انتقال(تماس جنسی، اعتیاد تزریقی، خون آلوده و ...)، سرعت انتشار، نبود هیچگونه درمان قطعی تا زمان حال، دوره طولانی بدون علامت(1 تا 11 سال) در همان حال که بیماران بعنوان ناقل عمل می کنند، اثرات مخرب بیماری از لحاظ جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و ... به جامعه همه و همه سبب شده است این بیماری  از چارچوب پزشکی محض خارج شده و بعنوان یک مسئله اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.

افراد مبتلا به ایدز به دلیل برچسبهایی که بیماریشان، از بسیاری از حقوق اجتماعی محروم شده، طلاق و از هم پاشیدگی خانواده را تجربه کرده، مجبور به پنهان نمودن بیماری خود بوده، در ارتباطات خود با افراد جامه با مشکل مواجه اند، جهت اشتغال در بازار کار دچار محدودیت بوده و اکثراً از پرداخت هزینه درمانی خود عاجزند(Edwards and Others, 2004: 1257-1325).

برخی از افراد ایدزی بخاطر ننگی که متوجه آنهاست یا بخاطر تبعیض از مراجعه به نهادهای خدمات بهداشتی یا اجتماعی خودداری می کنند به این ترتیب کسانی که بیشترین نیاز به کمک، اطلاعات و آموزش را دارند، به پنهان کاری کشیده می شوند و همین امر آسیب پذیری آنها را تشدید می کند(پیام یونسکو، 1383: 35).

بر اساس گزارش وزرات بهداشت درمان در تاریخ 1/7/85 تعداد مبتلایان به ایدز در کشور 13702نفر برآورد شده که از این تعداد 753 مورد یعنی 5/5 درصد زن و 12 هزارو949 نفر یعنی5/94 درصد مرد می باشند. از این تعداد 4/64 درصدازطریق اعتیاد تزریقی و4/7درصد آمیزش جنسی 5%انتقال از مادر به کودک و 8/1%خون و فرآوردهای خونی و 8/25 درصد نامشخص است(سایت درمانگران ایران به نقل از وزرات بهداشت درمان).

بر اساس آخرین آمار منتشر شده تا ابتدای فروردین 1387 از سوی اداره ایدز وزرات بهداشت درمان شمار مبتلایان ویروس اچ آی وی و ایدز به 17هزار و270 نفر در کشور رسید.از این تعداد یکهزارو268نفر به بیماری ایدزمبتلا و15هزارو2نفر دچار ویروس اچ آی وی شدندوتاکنون 2هزار533 نفر فوت کرده اند. 9/93 درصد از مبتلایان به اچ آی وی و ایدز مردان و1/6درصد زنان هستندو41درصد آنان در گروه سنی 25تا34سال قرار دارند(روزنامه جام جم،اردبیهشت1387).

ازآنجایی که بیماران ایدزی نیازمند خدمات اجتماعی،پزشکی و...برای ادامه حیات خود هستند و در این میان با توجه به ابتلاءسایرین به این بیماری باید نگاهی ویژه ای در جهت حمایت داشت در عرصه کمک به این بیماران مددکاران اجتماعی از نقش بسزایی برخوردار می باشد چرا که مددکار اجتماعی در جهت جلب مشارکت نهادهای دولتی،غیر دولتی،افزایش اعتماد به نفس بیماران،ایجاد وشناسایی حمایت های اجتماعی،خانوادگی،آگاه سازی وپیشگیری اقدام نماید.در این مقاله سعی بر آن شده به نقش مددکاران اجتماعی در کار با این بیماران پرداخته شود.

ويروس کاهش ايمني انسان که به اختصار اچ آي وي ناميده مي شود با حمله به سيستم ايمني بدن، نابودي سلولهاي سفيد را آغاز مي کند. اچ آي وي مي تواند مدت ها بدون آن که فرد را بيمار کند، دربدن بماند. اما هنگامي که تعداد بيشتري از سلولهاي سفيد تخريب شدند، بدن قادر نيست با ميکروب هاي بسياري که هميشه در داخل و اطراف بدن ما زندگي مي کنند مقابله کند و دير يا زود هنگامي که سيستم ايمني ضعيف و ضعيف تر مي شود، عفونت سراسر بدن فرد را فرا مي گيرد و ديگر بدن قادر به مبارزه با آنها نخواهد بود. مرحله نهايي عفونت اچ آي وي را ايدز يا سندرم نقص ايمني اکتسابي مي نامند.

نقش مددکاران اجتماعی در کار بیماران اچ آی وی/ایدزی               

مددکاران اجتماعی در کار با بیماران اچ آی وی/ ایدزی دارای نقشهای مختلفی می باشند که این نقشها در کار فرد،خانواده،گروه،جامعه مطرح می باشد.

رابط:

دراین نقش مددکاراجتماعی به عنوان یک عامل ارتباطی بین مددجوومنابع وامکانات موجود درجامعه هاست،ایفای این نفش مستلزم آن می باشد که مددکار اجتماعی از خدماتی که سازمانها،موسسات،دولتی و غیر دولتی که ارائه می دهند و می تواند در کمک به فردآلوده نتیجه بخش باشد آشنابوده و تاکید بر ارتباط با این موسسات داشته و به تناسب  مشکل و خدماتی که ارائه می دهند از آنها بهره بگیرد.

مددکار اجتماعی می تواند با سایر مددکاران مراکز مختلف ارتباط داشته و جلساتی را جهت تشریح بیماری و مشکلات این بیمران داشته تا آنها نیز بتوانند همدلی های لازم را در جهت کمک انجام دهند.

موفقیت مددکار اجتماعی در این نقش منجر به ارتباط مداوم فرد بیمار با مددکار شده و با این راهکار مددکار اجتماعی می تواند همیشه در ارتباط مستقیم بوده ودرجریان مشکلات و سیر درمان بیمار قرار گیرد.

مدافع :

مددکار اجتماعی دراین نفش سخنگوی بیمار می باشد ودر صورتی که بیماران جهت دفاع از حقوق خود مشکل داشته یا در جهت توجه بیشتر جامعه به آنها اقدام می کند.

مددکار اجتماعی ضمن توجه به خواسته های بیمار، منافع اجتماعی را نیز در نظر می گیرد.

سلام به کلینک های مددکاری

سلام به تمام دوستانی که کلینک مددکاری دارند پرونده ندارند اقا و خانم شما هم پرونده بگیرید چه اشکال داره مثل کلینک دوست ما دانشجوی مددکاری که کارورزی نرفته و اصلا نمی دونه بازدید منزل و مصاحبه چیه بیارید به عنوان مددکار چه اشکال داره پروانه کسب و کارتون را نمی گیرن تا اون موقع که متوجه بشن کار می کنید زمانی که متوجه شدن بگید قراره لیسانس بگیره

مددکاری در بیمارستان

سلام به تمام دوستانی که مثل خودم مددکار بیمارستان شده اند و کارشان با ارشد مددکاری شده تخفیف

اقا و خانم به خدا تبریک میگم

یا اینکه شاید مثل خودم یک روزی سازمان بهزیستی کار می کردند و کارشان مددکاری غیرتخصصی بود.

ببخشید یادم رفت شایدم مثل دوستان نفتی دوست داشتند دیگه مددکاری نکنند.

جی کار کنم ناامید نیستم حقیقت اش اینه البته جای امیدواری هست بشرطی که خودمان بخواهیم

راستی مددکاری عزیز می دانید ما خودمان کار گروهی بلد نیستیم.

راستی شما خبر از اینکه خدماتی ها مددکار نیستد یا هستند ندارید اخه لیسانس من خدمات بود.

راستی از نظام مددکاری چه خبر

راستی از انجمن های مددکاری چه خبر

راستی از ارشد مددکاری چه خبر رشته های دیگه هم هستند

راستی مصاحبه چه خبر

راستی از چه خبر چه خبر

 

مددکاری شده اخر ناامیدی

سلام به تمام دوستان دوآتیشه خودم. مددکاری که خودمان مددکار بودنمان را خودمان فراموش کرده ایم راستش خودم را میگم نه شما را. شما عزیزید

بالاخره ۲۳ همایش مددکاری هم به پایان رسید دوباره یکسری سوگندنامه مددکاری را خوانند و امسال جالب بود اساتیدی بودند که هیچ وقت نبودند. بازهم همان حرف های تکراری و بازم واژه های جدید یکسری ها مثل ما خواب بودند و یکسرس هم دنبال دوستای قدیمی شان. راستی دقت کردید که ما مددکارا اخر حرف های زیبا و .....

 

 
  BLOGFA.COM