يك استاد تمام گروه مددكاري اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي در نامه‌اي سرگشاده‌ به وزير علوم نسبت به عدم رعايت برنامه مصوب شوراي عالي برنامه‌ريزي در گزينش دانشجويان دوره دكتري رشته مددكاري و چالش‌هاي آن انتقاد كرد و خواستار بازنگري در روند گزينش دانشجوي دكتري و انطباق آن با موازين علمي و حرفه‌اي رشته‌ها شد.
به گزارش سرويس « صنفي آموزشي» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، دكتر زاهدي اصل عضو هيات موسس و هيات مديره انجمن مددكاري اجتماعي ايران در اين نامه آورده است: همزمان با پنجاه و سومين سال تاسيس رشته مددكاري اجتماعي در ايران، آرزوي ديرين جامعه مددكاري اجتماعي كشور با راه‌اندازي دوره دكتري در دانشگاه علامه طباطبايي كه حاصل تلاش و پيگيري چندين ساله اينجانب و مسئولين ذيربط بود محقق شد؛ اما متاسفانه عدم رعايت برنامه مصوب شوراي عالي برنامه‌ريزي در گزينش دانشجو، نخستين دوره را با چالش‌هايي روبرو كرده است.
وي با اشاره برخي از اين چالش‌ها و مشكلات، افزوده است: در پذيرش داوطلبان ورود به آزمون دكتري، مطابق برنامه مصوب به رشته‌هاي كاملا مرتبط با مقطع كارشناسي ارشد تاكيد شده است چرا كه دانش آموختگان اين رشته به عنوان متخصصين حرفه‌اي براي فعاليت در زمينه‌هاي تدريس، تحقيق و تدبير نيازمند پايه‌هاي نظري و عملي قوي در دوره‌هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد هستند ولي متاسفانه ورود به اين دوره بدون هيچ گونه محدوديت اعلام شد و به خاص بودن رشته توجه نشد.
زاهدي اصل با بيان اينكه در اين آزمون به مواد امتحاني ورودي مندرج در متن برنامه نيز توجه نشد و اين آزمون براي مجموعه علوم اجتماعي به صورت يكسان برگزار شد، ادامه مي‌دهد: به گونه‌اي كه حتي يك سوال از حوزه مددكاري اجتماعي در مجموعه آزمون ( استعداد تحصيلي، زبان خارجه، روش تحقيق، جامعه شناسي) مطرح نشد.
وي با اشاره به بي نتيجه ماندن مكاتبات دانشگاه علامه طباطبايي با سازمان سنجش و واحدهاي ذيربط ديگر در اين باره، مي‌افزايد: پس از اعلام نتيجه آزمون كتبي از 42 نفر براي مصاحبه دعوت شد كه از اين تعداد تنها پنج نفر از رشته‌هاي مرتبط بوده‌اند و مصاحبه همگي اين دعوت شدگان نيز در يك روز انجام شد.
زاهدي اصل در ادامه با بيان اينكه كشور ما از نظر زماني در رابطه با تاسيس اولين مدرسه مددكاري اجتماعي با جهان، حدود شصت سال فاصله دارد، افزود: بنابراين كشور با چنين روش‌هايي از نظر علمي و كيفي، دچار فاصله بيشتري خواهد شد در حالي كه جامعه به دانش‌آموختگان مجرب اين رشته بخصوص در مقطع دكتري نيازمند است.
اين استاد دانشگاه با طرح اين پرسش كه آيا با چنين شيوه‌اي آن هم براي رشته كاربردي و براي نخستين بار مي‌توان آينده علمي يك رشته مهم و كاملا حرفه‌اي را به دست كساني سپرد كه حتي يك واحد از مباحث مددكاري اجتماعي نخوانده‌اند و يك روز آموزش عملي (كارورزي) را تجربه ننموده‌اند؟ آيا با اين شيوه گزينش توانمندي‌هاي مورد انتظار در دانش‌آموختگان ذيربط، به روز و ظهور پيدا خواهد كرد، اظهار اميدواري كرد كه بازنگري به روند گزينش دانشجو و منطبق كردن آن با موازين علمي و حرفه‌اي موجب اصلاح اين فرآيند شود