در بحث از مبارزه با اعتیاد و جلوگیری از درگیر شدن آن باید به بحث پیشگیری اهمیت فراوانی داد و در جهت پرداختن به مسئله پیشگیری باید در شناسایی ابعاد و زمینه های آن دقت کافی را به عمل آورد. درک پدیده اعتیاد و وابستگی به مواد مخدر بدون در نظر گرفتن ابعاد مختلف آن امکان پذیر نیست. محققان به طور کلی متغیرهای را مشخص کرده اند که شخص را برای آغاز استفاده از مواد، سپس استفاده بیشتر از آن و سرانجام به وابستگی به آن سوق می دهد.

زمینه های روان شناختی اعتیاد

·        تغییرات خلقی: برخی مطالعات نشان می دهد که دلیل اصلی استفاده مواد، ایجاد تغییرات در خلق است. استفاده از مواد با افزایش حالت های خلقی مثبت و کاهش حالت های خلقی منفی، تقویت می شود.

·        شخصیت و ارتباط آن با مصرف مواد: با اندکی تحقیق و پژوهش معلوم می گردد که نظریات تغییرات خلقی نمی تواند تفاوت های فردی را در مصرف مواد کاملاً تبین کند. یعنی اینگونه نیست که هر کس تنشی را تجربه کرد به مصرف مواد روی آورد، برای تشریح بیشتر این مطلب، از متغیرهای شخصیتی و ارتباط آن با مصرف مواد صحبت به میان می آید.

بر همین اساس در ارتباط بین ارتکاب جرم، مصرف مواد و اختلال شخصیت ضداجتماعی گزارش شده است. برخی از نوجوانان در مقایسه با دیگر همسالان خود از لحاظ اجتماعی پرجرات و جسورترند، نسبت به مراجع قدرت بی اعتنا هستند، انگیزه پیشرفت در آنها کمتر است و نسبت به همسالان خود خشمگین تر، بدگمان تر، مخرب تر و تکانشی تر و در ضمن از تسلط کمتری برخوردارند.

در مورد برخی نوجوانان و کسانی که انواع گوناگونی از مواد مخدر را استعمال می کنند وابستگی به مواد مخدر مبین آشفتگی های عاطفی است. بی اعتنایی و بی توجهی والدین، عدم پذیرش از جانی دوستان، انزوای عاطفی، احساس حقارت و نیاز نوجوان برای استتار این احساس از طریق خونسردی ظاهری عوامل عمده گرایش به مواد مخدر دانسته اند.

برخی از نوجوانان که بیش از دوران بلوغ به مصرف مداوم الکل و مواد مخدر روی آورده اند اظهار می دارند که برای مواجهه با احساس اضطراب، بی حوصلگی، افسردگی، ترس از شکست و بی هدف بودن زندگی، هیچ راه دیگر جزء مصرف مواد مخدر نمی شناسند.

اعتیاد گاهی با تقلید از دیگران اتفاق می افتد. در این عامل، الگوی نقش اساسی در شکل گیری رفتار، گفتار و شیوه زندگی دارد. این موضوع برای نوجوانان و جوانانی که دوره های خاصی از زندگی را سپری می کنند اهمیت بیشتری دارد.

هر چه افراد بیشتر هیجان طلب باشند، گرایش بیشتری به مصرف مواد مخدر دارند. براساس تحقیقات انجام شده میزان هیجان طلبی با مصرف مواد ارتباط دارد. پسران در سنین 30-15 سالگی بیش از دختران هیجان طلبی داشته و در همین دامنه سنی است که افراد در جستجوی تجارب متنوع، پیچیده برآمده و برای پاسخگویی به این نیاز شخصی به فعالیت های مختلفی اقدام می کنند، استفاده از مواد مخدر یکی از این فعالیت ها است.

از دیگر عوامل که سبب گرایش افراد به مصرف مواد مخدر می شود، ابتلاء به بیماری های روانی است. از مهم ترین بیماری های روانی که با اعتیاد رابطه مثبت دارد می توان به اسکیزوفرنی، افسردگی و اختلال دو قطبی اشاره کرد.

ابعاد و زمینه های زیست شناختی

احتمال وابستگی به مواد مخدر و مصرف آن در همه یکسان نیست. این تفاوت از دو منبع محیط و وراثت ناشی می شود. محیط تاثیر عمده ای در مصرف مواد مخدر دارد. افرادی که در یک محیط آلوده پرورش یافته و امیدی به زندگی بهتر ندارند، بیشتر از هر شخص دیگری ممکن است برای رسیدن به لحظه ای خشنودی و سرمستی به مصرف مواد مخدر روی آورند. اما در چنین محیطی یا حتی در یک محیط مناسب و مساعد، برخی از مردم معتاد می شوند و برخی دیگر نمی شوند که برخی از این تفاوت های رفتاری نتیجه تفاوت های ژنتیکی است.

متغیرهای اجتماعی-فرهنگی

·        در دسترس بودن مواد مخدر

یکی از دلایل روی آوردن افراد به خصوص نوجوانان به مواد مخدر صرفاً این است که مواد مخدر در دسترس آنهاست، هر انداره امکان دست یابی به مواد مخدر آسان باشد و شخص بتواند با هزینه و خطر کمتری آن را تهیه کند میزان مصرف آن نیز بیشتر خواهد شد.

·        دوستان و همسالان

در جمعی که اکثر افراد مواد مخدر مصرف می کنند فشار زیادی روی افرادی که مصرف نمی کنند وارد می آید. در واقع افراد برای اولین بار از طریق این گونه گروهها با مواد مخدر آشنا شده و اقدام به استعمال آن می نمایند. بنابراین می توان پیش بینی کرد در صورتی که دوستان و بویژه نزدیک ترین دوستان، مواد مخدر مصرف کنند خود آن فرد نیز به مصرف مواد روی خواهد آورد.

·        شایعات پزشکی و فقر آگاهی

یکی از مهم ترین عوامل درباره گرایش به مواد مخدر در ایران وجود دارد وجود برخی باورها و ارزش هاست که باعث می شود افراد نگرش مثبتی نسبت به مواد مخدر بیابند. عدم آگاهی و دسترسی افراد به اطلاعات مربوط به مواد مخدر و آثار زیان بار آن نیز یکی از عوامل استفاده و تجربه مواد مخدر به شمار می آید. بسیاری از افراد از عواقب استعمال مواد مخدر آگاهی نداشته و معتقدند که بعد از چند بار مصرف، در صورتی که اراده کنند می توانند از مصرف مواد دوری کنند.

·        وجود یک فرد معتاد در خانواده

متاسفانه افراد متولد و پرورش یافته در خانواده هایی دارای فرد یا افراد معتاد، تکرار مصرف آن مواد به وسیله اعضای خانواده برایشان عادی است و حتی ترسی از تجربه مصرف آن را ندارند. بین اعتیاد پدر و فرزند از لحاظ ژنتیک رابطه ای مستقیم وجود ندارد، بلکه اعتیاد پدر سبب از بین رفتن قبح موضوع برای فرزندان می شود. اما اگر مادری در دوران بارداری معتاد باشند فرزندش معتاد متولد می شود.

یکی از بسترهای اصلی پیشگیری از سوء مصرف مواد، ارتقای سطح فرهنگی جامعه می باشد که در آن به شرایط اجتماعی و فرهنگی آن جامعه باید توجه ویژه ای گردد. پیشگیری از اعتیاد، یعنی بکارگیری اقداماتی که منجر به کاهش ابتلای افراد به اعتیاد می شود. پیشگیری شامل اقداماتی است برای کاهش عواملی که افراد را در معرض خطر قرار می دهد و افزایش عواملی که افراد را از مصرف مواد حفظ می کند.

·        ارتقای دانش جامعه

معمولاً هرچه دانش افراد جامعه بیشتر باشد، آسیب پذیری افراد آن جامعه در برابر مصرف مواد کمتر خواهد بود. این ارتقاء می تواند از طریق برنامه های صدا و سمیا، مطبوعات، کتابخانه ها و مبلغان مذهبی، و آموزش ارگان های همچون دادگستری و نیروی انتظامی و استانداری و ... که لازم در این حوزه هماهنگی های لازم به عمل بیاید تا از یکسری موازی کاری ها کاشته و اثربخشی برنامه های پیشگیری بالا رود.

برگزاری مسابقات دوره ای برای گروه های سنی مختلف و سطوح علمی مختلف، سخنرانی و نمایش فیلم برای افزایش اطلاعات مردم می تواند مفید باشد.

·        حساسیت جامعه را به مشکلات خود زیاد بکنیم چرا که عده ای از افراد فکر می کنند که این مشکل مربوط به خانواده و جامعه آنها نیست پس لازم است که این حساسیت را در جامعه ایجاد کنیم.

·        آموزش مهارت های زندگی

·        فعالیت های جایگزین و پر کردن اوقات فراغت

·        فراهم ساختن امکانات لازم برای فعالیت های لذت بخش، سالم مناسب با نیازهای نوجوانان و جوانان

·        تشویق و تقویت نوجوانان و جوانان به مشارکت در فعالیت های جالبی که در جامعه موجود می باشد

·        فراهم ساختن فرصت های لازم برای نوجوانان و جوانان در فعالیت های مورد علاقه و به ابتکار خود آنها

·        داشتن اعتماد به نفس بالا و مهارت های اجتماعی، علاوه برکاهش استرس های محیطی ناشی از ارتباط با دیگران، باعث توانایی مقاومت در مقابل خواسته های خلاف دیگران و اصرار دوستان برای مصرف می شود. همچنین مهارت های انطباقی موجب می شود که فرد هنگام برخورد با استرس، برای حل مشکلات و تطابق با آن از شیوه های مناسبی استفاده نماید.

·        موفقیت های تحصیلی، شغلی و اجتماعی با افزایش اعتماد به نفس، ایجاد ثبات و هدفمندی در مسیر زندگی و کسب حمایت های لازم، فرد را از خطر مواد مخدر محافظت کند.

·        داشتن خانواده سالم و همبسته: پیوند و تعامل مثبت بین فرد و والدین از سنین کودکی موجب ارضای نیازهای عاطفی- روانی کودک می شود. این افراد، با تجربه روابط منطقی و قابل پیش بینی، کمتر دچار انحرافات شخصیتی می شوند و مهارت های گوناگونی را که لازمه ی برقراری روابط سالم بین فردی و اجتماعی است می آموزند و با داشتن حس تعلق و وابستگی، کمتر احساس تنهایی و انزوا نموده به دامن اعتیاد کشیده نمی شود.

·        هشیاری و حمایت خانواده، مدرسه، اطرافیان: آگاهی والدین از خطر مصرف مواد مخدر و احتمال اعتیاد فرزندان، کنترل و مراقبت کافی و تامین حمایت و راهنمایی لازم از طرف خانواده، احتمال مصرف مواد و یا سوء مصرف و اعتیاد را کاهش می دهد.

·        عدم دسترسی به مواد مخدر یکی از بازدارنده مهم و نخستین شرط لازم تحقق پیشگیری است لذا انسداد کامل مرزها، نظارت دقیق، از جمله اقدامات می باشد لازم است سیستم قضایی یک تدبیر قاطع و برنامه مدون در برخورد با عوامل فروش نمایند.