مددکاری اجتماعی/ آسیب های اجتماعی / مهارت های زندگی
 

انجمن ها

دوست عزیز سلام امیدوارم که همیشه همه مددکاران سلامت باشند

در مورد کانونی ما با همت دوستان زیادی تاسیس و با یک فعالیت قابل قبولی داشتیم پیش می رفتیم و حتی مجوز از وزرات کشور هم آماده صدور شده بود به علت اینکه بعضی از دوستان به دلیل اینکه کار گروهی را یاد نگرفته بودند و به دلیل منم منم عده ای اینطور کانون های تاسیس نشوند بهتر است چون اختلاف مددکاری پایه ای هست و با این کانون ها قابل حل نیست و به نظر من اگر این کانون ها تاسیس بشوند بیشتر به اختلاف مددکاری دامن می زنند

مصداق این امر اختلافی مه بین اساتید بین فارغ التحصیلان مددکاری و خدمات هست

از جهت تهیه جا خدا را شکر و خدا قوت و ولی مشکل مددکاری قبول کنید از ریشه هست و مثل بچه ای می ماند که ما مدرسه برای ثبت نام ژیدا کرده ایم ولی غافل از آنیم که شناسنامه ندارد

مددکاری ما هنوز شناسنامه ندارد

انجمن های مددکاری

ای وای به حال مددکاری که این انجمن های خفته ای که دارند نمی خواهند از خواب بیدار بشوند و همش دم از این می زنند که ما این کار را کردیم آن کار را قرار هست انجام بدیم من به نوبه خودم که این چند سال ندیدم و شاید بگوئید بدبین هستی دلیل اینکه این حرف را می زنم

اینه که بعضی از دوستان اصلا مددکارها را قبول ندارند یادشان رفته تا دیروز شاگرد همین اساتید بود لیسانس خدمات و فوق یک رشته غیر مددکاری را گرفتند

اساتید مددکاری

یک روزی چند تا از اساتید عزیز مددکاری سخنانشان در مورد این بود که مددکاران ما جرات نوشتن یک گزارش را ندارند همانطور که اونجا هم گفتم دکتر استاد شما خودت کی به ما گزارش نوشتن را یاد دادی ببخشید در اینطور مواقع می گوید دانشجو باید خودش یاد بگیره یادم رفته بود شرمنده.

استاد ما نوشتیم شما نخواندید چی

استاد ما آمدیم راهنمایی بگیریم ولی شما کیس ما یادت نبود

راستی استاد به ما اجبار می کردی کارورزی بریم ولی خانم و آقای اصلا یک روز هم سرکارورزی حاضر نشدند و یک خط گزارش هم ننوشتند یادم بود بهشان 19 دادی و 4 واحد کلی معدلشان بالا رفت ولی به ما نمره خوبی ندادی راستی چرا

شرمنده یادم نبود که در اینجور مواقع دانشجو برای نمره درس نمی خواند

اشکال نداره من برای نمره درس نمی خوانم ولی شمای که ادعای مددکاری داشتید و هزار .... چرا این تبعیض را قائل شدی

راستی استاد آرزو می کردم کاش ......

سبد مددکاری

چرا تفکر مدیران مجموعه های مدیریتی ما این است که هرکسی حتی اگر آدرسی را به کسی نشان دهد مددکار هست و چرا فکر می کنند هر کسی یک سبد در دست بگیرد و نان در بین مردم تقسیم کند می شود مددکار . پس هر کسی هم که بتواند ۴ تا برگه را امضاء بکند می شود مدیر. هرکسی که بتونه دادخواست تنظیم بکنه و ۴ تا کتاب قانون داشته باشه می شود گفت وکیل و قاضی. هر کسی بتواند یک کلید برق را روشن بکنه میشه مهندس برق

مدیران عزیز بدانید ما که به حوزه تخصصی شما می رسیم مدیریت میشه تخصص اما به مددکاری که می رسیم همه می شوند مددکار

خاطرات مددکاری

یادش بخیر زمانی که بهزیستی کار می کردیم و بچه های خوابگاه که کودکان کار و خیابان اذیت و آزار های خودشان را می کردند و بحث های کودکانه ای که داشتند و یاد شیطنت های آن عزیزان بخیر امیدوارم هر جا هستند سلامت باشند و وقتی نگاه می کنم می بینم پاک ترین موجودان روی زمین بودند ولی چوب سیاه پدر و مادری را خورده بودند که معتاد و یا طلاق گرفته بودند

از اینجا بهشون میگم دوستتان دارم

آخر مددکاری

دوست عزیز من هم واقعا برای مددکاری متاسف هستم و برای آن سیستم آموزشی که رشته مددکاری را در دانشگاه شما دایر کرده ولی یادش نبوده که استاد مددکاری نداره البته شاید استاد جعمیت شناسی هم بتونه دروس مددکاری را درس بده بشرطی که یکی از بستگاه مدیر گروه باشه

خانواده پدر معتاد

واژه اعتیاد را که بکار می بریم همه نگاهها متوجه معتادی می شود که خماره و برای جبران خماری خود و نشئه شدن حاضر میشه  بچه های خودش را به فروش برساند اما دریغ که کسی به فکر این خانواده ها نیست و چرا در جامعه ما به فکر خانواده های پدر معتاد هیچ ارگانی نیست و حتی سخن از آنها به میان نمی آید

نگاه مدیران

باید به حال رشته مددکاری تاسف خورد که مدیران رده بالای ادارات از مددکاری اطلاعی ندارند

گنایاد و مددکاری

کاش می شد روزی شاهد این بودیم که در مددکاری این فقر علمی همه ما مددکاران برطرف شود و بشود با افتخاری بزرگ به مددکار بودن خود بالید

مددکاری بیمارستان را به عنوان تخفیف دهنده نگاه کنند

مددکاری بهزیستی به علت کمبود امکانات مجبور نباشد در اتاق اش را بسته و یا دست رد به سینه مددکاران بزند.

مددکاران جرات نوشتن یک خط در مورد کیس های خودشان را نداشته باشند

 
  BLOGFA.COM