مددکاری اجتماعی/ آسیب های اجتماعی / مهارت های زندگی
 

تعبیر خواب

 

دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم:
در آسمان پر می‌کشیدم
و لا‌به‌لای ابرها پرواز می‌کردم
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس می‌زد

آن‌گاه با خمیازه‌ای ناباورانه
بر شانه‌های خسته‌ام دستی کشیدم
بر شانه‌هایم
انگار جای خالی چیزی...
چیزی شبیه بال
احساس می‌کردم!

 

گفتگو با خدا

شبی در خواب دیدم که با خدا گفتگو می کنم.
خدا از من پرسید: دوست داری با من صحبت کنی؟
پاسخ دادم: اگر شما فرصت داشته باشید.
خدا لبخندی زد و گفت: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟
من سؤال کردم: چه چیزی در آدمها شما را بیشتر از هر چیزی متعجب می کند؟
خدا جواب داد:
- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند، و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.
- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره بازیابند.
- اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.
- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز نزیسته اند.
دست خدا مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت…
بعد از مدتی به خدا گفتم: به عنوان پروردگار دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟
خدا پاسخ داد:
- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد، تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.
- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست که خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.
- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه ای زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابد.
- یاد بگیرند که غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه کسی است که نیازمند کمترین هاست.
- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.
- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند، بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که در اختیار من گذاشتید سپاسگذارم.
و افزودم: چیز دیگری هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت:
فقط اینکه بدانند من اینجا هستم
همیشه…

کارگاه آموزشی ویژه مددکاران اجتماعی

سلام به تمام دوستانی که از کارگاه های آموزشی استقبال کرده اند تصمیم گرفتم مطالب کارگاه را به مرور زمان در وبلاگم جهت استفاده دوستان خودم قرار بدهم و اگر کسی تمایل به دریافت پاورپوینت آنها را داشت از طریق ایمیل می توانم در اختیار آنها قرار بدهم.

دوره های مذکور:

  • آموزش مهارت های زندگی
  • آموزش پیش از ازدواج
  • کارگاه شناسایی و پیشگیری از آسیب های اجتماعی
  • کارگاه شناسایی و پیشگیری از آسیب های نوپدید
  • کارگاه هوش هیجانی
  • مهارت های ارتباطی

 

 
در تعریف مسئله اجتماعی چهارنکته باید مدنظر قرار گیرد:

•زمانی واژه مسئله اجتماعی را بکار می بریم که نشان دهیم چیزی اشتباه است.
•دشواری و جدی بودن مسئله است . دربرگیرنده افراد زیادی ازجامعه باشد.
•در تصور یک مسئله اجتماعی یک مقداری دید خوش بینانه وجود دارد.
• به شرایطی مسئله اجتماعی اطلاق می گردد که معتقد باشیم باید آنرا حل کرد.

 

ویژگی مسائل اجتماعی

•اجتماعی بودن و عمومی بودن
•جمعی و غیر فردی بودن
•تاریخی بودن
•واقعی بودن
•بعد کیفی و ربط ارزشی داشتن
•متغیر و نسبی بودن

 

•تنوع و تکثر مسائل اجتماعی
•قانونمند بودن مسائل اجتماعی
•بین رشته ای بودن
•قابل کنترل بودن
 
مساله اجتماعی

 

•موقعیتی است موثر بر عده ی قابل توجهی از مردم که به گمان آنان و یا به گمان عده قابل توجهی ازمردمان سرچشمه بدبختی و سختی به شما می آید ولی قابل بهبود می باشد
•مساله اجتماعی را عبارت ازشرایط و یا مواردی می داند که جامعه آن را خطری برای راه و رسم ندگی و یا راحتی خود می داند و به ناچار در صدد رفع و یا تعدیل آن برمی آید.

فرسودگی شغلی

انسان همواره برای تامین نیازهای خود به کاروتلاش پرداخته است, بدیهی است نقش کار در زندگی انسان فراتر از هدف ومقصود ظاهری آن یعنی تامین مایحتاج ضروری زندگی روزانه می باشد. کار نه تنها منبع درآمد فرد محسوب شده بلکه موجب می شود تا بسیاری از نیازهای روحی و روانی انسان مرتفع گردد. در صورت وجود عدم تناسب میان خصوصیات فردی و شرایط و ویژگیهای شغلی,کار می تواند موجب نارضایتی,تحلیل قوای جسمی وروانی ونهایتا بیماری شود. فرسودگی شغلی کاهش قدرت سازگاری با عوامل فشارزاست وسندرومی است مرکب از خستگی عاطفی و جسمی که منجر به ایجاد خود پنداری منفی در فرد و نگرش منفی به شغل و فقدان احساس ارتباط با مراجعان به هنگام انجام وظیفه می گردد.فرسودگی را دارای سه جزء دانسته اند:خستگی عاطفی ، وجود احساساتی است که در آن شخص نیروهای هیجانی خود را از دست داده است و قادر به برقراری روابط عاطفی با دیگران نیست.مسخ شخصیت ، مولفه دیگر فرسودگی است که به  پاسخ های غیر احساسی و خشن نسبت به مراجعان و همکاران مربوط است. افراد با سندروم فرسودگی شغلی احساسات منفی و نگرش منفی همراه با سرزنش دیگران را دارند.کاهش موفقیت فردی،در این حالت فرد از تلاشهای حرفه ای خود برداشتهای منفی دارد و احساس می کند در شغل خود پیشرفتی ندارد و کار و تلاش در حرفه نتایج مثبت به همراه ندارد. یکی از عمده ترین مسائل شغلی که معمولا به شکل واکنش در برابر فشارهای شغلی و سازمانی در میان کارکنان دیده می شود پدیده فرسودگی شغلی است که برای اولین بار فرویدنبرگر[1](1975) به این پدیده اشاره نمود و آن را واکنشی در برابر تنش شغلی بیش از حد دانست. بعدها سایر دانشمندان تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام دادند بطوریکه معلوم شد این پدیده می تواند علل مختلفی داشته باشد. صرفنظر از علت, فردی که دچار فرسودگی شغلی می شود, نمی تواند پاسخ های مناسبی از خود در برابر تنش نشان دهد و از آنجا که تنش بیش از حد می تواند موجب بروز مشکلات جسمی , روانی, اجتماعی یا روحی شود لذا می توان نتیجه گرفت فرسودگی شغلی یکی از مشکلات جدی در محیط کار است. فرسودگی شغلی اساسا ناشی از تنش شغلی است، فشارهای عصبی و روانی که به اصطلاح تنش[2]  نامیده می شوند در زندگی روزانه ما به وفور مشاهده می شوند. به طور کلی تعاریف متعددی از تنش به عمل آمده است برای مثال: وقتی فرد در شرایط و اوضاع احوالی قرار گیرد که تحت فشار واقع شود یا احساس ناراحت کننده ای به او دست دهد عصبی باشد, احساس ناکامی و تنش کند یا در تعارض و بلا تکلیفی باشد می گوئیم تحت تنش است. همانطوری که در بالا نیز ذکر شد یکی از پیامدهای فوری فشارهای روانی, پدیده فرسودگی شغلی است. اولین آسیب فرسودگی شغلی عبارت از رنج بردن از فرسودگی بدنی است افرادی که از این عارضه رنج می برند اصولا کم انرژی و دارای احساس خستگی بیش از حد هستند, به علاوه اینکه مبتلایان، برخی از نشانه های فشار بدنی نظیر سردرد,تهوع,کم خوابی و تغییراتی در عادات غذایی را به طور فراوان گزارش می دهند. دومین زیان فرسودگی شغلی این است که افراد مبتلا، فرسودگی عاطفی را نیز تجربه می کنند. افسردگی, احساس درماندگی, احساس عدم کارآیی در شغل و مواردی از این قبیل همگی نمونه هایی از فرسودگی شغلی هستند.



1- Freudenberger

 

[2] - stress

دانشجویان مددکاری

سلام به تمام دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد مددکاری که امسال وارد این رشته می شوند ورودتان مبارک امیدوارم مددکار باشید و بمانید و مثل ما از این رشته زده نشوید

انجمن مددکاری اجتماعی ایران

انجمن مددکاری اجتماعی را در اینترنت جستجو می کنی فقط عنوان را برای فردی می بینی ما انجمنی نمی خواهیم که دوستان عزیز خواب باشند

من سوالم اینست وظایف انجمن چیست؟

انجمن الان چیکار می کنه؟

انجمن بود و نبودش چه فرقی داره ؟

با یکی جواب بده

مددکاران به سوگندنامه مددکاری عمل کنید

راستی ما مددکاران خیلی ساده نشستیم و پست های مددکاری را به لیسانس های غیر مرتبط می دهند و جالب است ادعا می کنیم مددکاری حرفه ای می گردد اشکال نداره مددکاری که کار سختی نیست یک نفر با مدرک راهنمایی می تواند مددکار باشه چی شد ناراحت شدی پس چرا هیچ واکنشی نشان نمی دهید و پس چرا انجمن علمی و انجمن مددکاری اجتماعی ایران کاری انجام نمی دهد. ببخشید من حواسم نبود که انجمن های ما خواب هستند و صرفا اسم شان انجمن هست و دوستان فقط یک جشن مددکاری می گیرند و من ماندم که بابا این جشن چقدر توان و هماهنگی می خواهد یکسال مشغول آن می شوند و بعدشم حالا خوب یا بد برگزار می شود.

دوستان انجمنی ببخشند روزی که می خواهند رای بگیرند حرف های خوبی می زنند و بعد عمل نمی کنند این نشان می دهد مددکاران فقط قول می دهند و همین باعث میشه از مددکاری ناامید بشویم.

راستی کاردانی مددکاری آمده جالب هست البته جای تعجب ندارد خوب دیگه مددکاران عزیز کارورزی و اینها را می خواهند چیکار مگر ما که رفتیم الان چیکار می کنیم یا نمی رفتیم چه اتفاقی می افتاد فقط یک خوبی واسه بعضی از اساتید پیداه کرده که جمعه هم کنار خانواده شان نیستند و راستی کلی پول

چند مورد از خدمات‌ مددكاري‌ كه‌ توسط‌ مددكاران‌ اجتماعي‌ در كارخانجات‌گزارش‌شده‌است‌به‌صورت‌زيراست‌


 1- همكاري‌ با سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ براي‌ پيگيري‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ كاركنان‌ كارگاه‌ مثل‌ كسب‌ حقوق‌ دوران‌ بستري‌ شدن‌ كاركنان‌ و ديگر اعضاي‌ خانواده‌ آنها و ساير مواردي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ است‌.
 2- همكاري‌ با مديريت‌ خدمات‌ اجتماعي‌ وزارت‌ كار از جمله‌ امور آموزشي‌ كاركنان‌ كارگاه‌ و ديگر برنامه‌هاي‌ آن‌ مديريت‌.
3- همكاري‌ با بيمارستان‌هاي‌ عمومي‌ و تخصصي‌ كه‌ كاركنان‌ كارگاه‌ در آن‌ بيمارستان‌ها بستري‌ هستند، به‌ ويژه‌ بيمارستان‌هاي‌تامين‌اجتماعي‌.
 4- همكاري‌ با دادسراها به‌ ويژه‌ در مواردي‌ كه‌ كاركنان‌ كارگاه‌ در آن‌ دادسرا مسائلشان‌ مطرح‌ مي‌باشد.
5- همكاري‌ با مهدكودك‌ كارخانه‌ يا ديگر مؤسسات‌ مشابه‌ و كمك‌ در گرفتن‌ فرجه‌ شير دادن‌ براي‌ مادران‌ كارگر.
 6- همكاري‌ با خانواده‌ كاركناني‌ كه‌ داراي‌ بيماري‌هاي‌ خاص‌ هستند مثل‌ هموفيلي‌، تالاسمي‌ و نارسايي‌ كليه‌ (دياليز)، ديابت‌ و مشابه‌ آنها و راهنمايي‌ آنها براي‌ استفاده‌ از سازمان‌هاي‌ مسئول‌ و پيگيري‌ امور مربوط‌ به‌ فرزندان‌ آنها دراين‌سازمان‌ها.
 7همكاري‌باخانواده‌هاي‌كاركناني‌كه‌داراي‌فرزندمعلول‌ياسالمندمعلول‌هستندبراي‌راهنمايي‌آنهابه‌سازمان‌هاي‌مسئول‌مثل‌سازمان‌بهزيستي‌وپيگيري‌امورمربوط‌به‌آنهادرآن‌سازمان‌ها.
8-حمايت‌ازخانواده‌هاي‌بي‌سرپرست‌ورسيدگي‌به‌اطفال‌يتيم‌(بازماندگان‌كاركناني‌كه‌درحوادث‌ناشي‌ازكارفوت‌مي‌كنند.)
 9همكاري‌دربرنامه‌هاي‌توانبخشي‌وحمايت‌ازمعلولين‌،نابينايان‌،ناشنوايان‌،آموزش‌وحمايت‌كودكان‌عقب‌مانده‌ذهني‌مربوط‌به‌كاركناني‌كه‌خودياعضوي‌ازخانواده‌شان‌دچاراينگونه‌معلوليت‌هاهستند.
10- ارتباط‌ حرفه‌اي‌ با مؤسسات‌ اصلاح‌ تربيت‌ و حمايت‌ از كودكان‌ و نوجوانان‌ بزهكار كه‌ احتمالاً از فرزندان‌ كاركنان‌ كارگاه‌هستند.
11- ارتباط‌ حرفه‌اي‌ با مؤسسات‌ بازپروري‌ و درمان‌ معتادان‌ به‌ مواد مخدر كه‌ احتمالا" از كاركنان‌ كارگاه‌ يا فرزندان‌ آنها هستند.

 12- ارتباط‌ حرفه‌اي‌ با انجمن‌هاي‌ حمايت‌ از زندانيان‌ و خانواده‌ آنها در مواردي‌ كه‌ احتمالا" از كاركنان‌ كارگاه‌ يا فرزندان‌آنهازنداني‌هستند.
13-ارتباط‌با بازنشستگان‌ كارخانه‌ و كاركنان‌ سالمند در محل‌ زندگي‌ آنها.
14- ارتباط‌ با باشگاههاي‌ ورزشي‌ كاركنان‌، اردوگاهها، مراكز فرهنگي‌، مراكز گذران‌ اوقات‌ فراغت‌، سازمان‌هاي‌ سياحتي‌ - زيارتي‌ و غيره‌ در جهت‌ جذب‌ خدمات‌ مربوط‌ به‌ آنها براي‌ ارائه‌ به‌ كاركنان‌ و خانواده‌هاي‌ آنها.
15- آمادگي‌ همكاري‌ در حوادث‌ غير مترقبه‌ مثل‌ زلزله‌، سيل‌، آتش‌ سوزي‌، جنگ‌ و غيره‌ از جهت‌ كمك‌ در نجات‌ كاركنان‌ و اعضاي‌ خانواده‌ آنها و برنامه‌ ريزي‌ براي‌ عبور از شرايط‌ خاص‌ بعد از حادثه‌ با كمترين‌ خسارات‌.
 مددكاري‌ اجتماعي‌ در كارگاه‌ شامل‌ زمينه‌هاي‌ وسيعي‌ از خدمات‌ حرفه‌اي‌ دررفاه‌ اجتماعي‌ براي‌ پيگيري‌ و حل‌ مشكلات‌ كاركنان‌ كارگاه‌ است‌ ولي‌ هر مددكار اجتماعي‌ ممكن‌ است‌ در يك‌ يا چند زمينه‌ خاص‌ فعاليت‌ كند و در آن‌ زمينه‌ها مهارت‌ لازم‌ را كسب‌ كند. مثلا" در يك‌ كارخانه‌ بزرگ‌ كه‌ چند مددكار اجتماعي‌ مشغول‌ كار هستند اگر تعداد زنان‌ كارگر در آن‌ كارخانه‌ زياد باشد معمولا" يكي‌ از خانم‌هاي‌ مددكار اجتماعي‌ بطور تمام‌ وقت‌ براي‌ امور زنان‌ كارگر خدمت‌ مي‌كند و مسائلي‌ مثل‌ مرخصي‌هاي‌ زايمان‌، فرجه‌ شيردادن‌، بازنشستگي‌، ساعت‌ كار، ايمني‌ و بهداشت‌ كار و ديگر موارد مربوط‌ به‌ زنان‌ كارگر را در رابطه‌ با سازمان‌هاي‌ مسئول‌ مثل‌ تامين‌ اجتماعي‌، بهزيستي‌ و همچنين‌ مديريت‌ كارخانه‌ پيگيري‌ مي‌نمايد و براي‌ پيشگيري‌ از حوادث‌ و آشنايي‌ با حقوق‌ كارگران‌ زن‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ و ترويجي‌ مناسب‌ براي‌ كارگران‌ زن‌ تهيه‌ و اجرا كند و در اين‌ رابطه‌ با اداره‌ كل‌ خدمات‌ اجتماعي‌ وزارت‌ كار و امور اجتماعي‌ همكاري‌ مي‌نمايد. مددكار اجتماعي‌ ويژه‌ زنان‌ كارگر لازم‌ است‌ كه‌ كليه‌ مقررات‌ و قوانين‌ مربوط‌ به‌ زنان‌ كارگر را بداند تا در مواقع‌ لزوم‌ مورد استفاده‌ قرار دهد.

تعريف‌مددكاري‌اجتماعي‌دركارگاه‌

قبل‌ از اينكه‌ تعريف‌ مددكاري‌ اجتماعي‌ در كارگاه‌ را ارائه‌ كنيم‌ ابتدا تعريف‌ كلاسيك‌ مددكاري‌ اجتماعي‌ را مطرح‌ مي‌كنيم‌. بنابه‌ اين‌ تعريف‌ «مددكاري‌ اجتماعي‌ خدمتي‌ است‌ حرفه‌اي‌ كه‌ بر پايه‌ دانش‌ و مهارت‌هاي‌ خاص‌ قرار گرفته‌ است‌، هدف‌ آن‌، كمك‌ به‌ افراد، گروهها و يا جامعه‌ است‌ تا بتوانند استقلال‌ شخصي‌، اجتماعي‌ و رضايت‌ خاطر فردي‌ و اجتماعي‌به‌دست‌آورند.»
 روش‌ اصلي‌ مددكار اجتماعي‌، مددكار فردي‌ است‌ كه‌ به‌ اين‌ صورت‌ تعريف‌ مي‌شود: «مددكاري‌ فردي،‌ هنري‌ است‌ كه‌ دانش‌ و معلومات‌ مربوط‌ به‌ علم‌ روابط‌ انساني‌ و مهارت‌ در ايجاد رابطه‌ را به‌ كار مي‌گيرد تا استعدادهاي‌ نهفته‌ و مكنون‌ افراد را بر انگيزد و همچنين‌ منابع‌ اجتماعي‌ متناسب‌ و مربوط‌ را به‌ حركت‌ در مي‌آورد تا سازگاري‌ بهتري‌ بين‌ مددجوومحيط‌وي‌ايجادنمايد.»
 مددكاري‌ اجتماعي‌ مي‌تواند در مؤسسات‌ مختلفي‌ ارائه‌ شود از جمله‌ در يك‌ كارخانه‌ يا يك‌ كارگاه‌ و در اين‌ صورت‌ منظور از مددجو در تعريف‌ مددكاري‌ اجتماعي‌ يكي‌ از كاركنان‌ كارگاه‌ يا كارخانه‌ است‌ كه‌ به‌ دليل‌ مشكلات‌ فردي‌ (روحي‌ رواني‌) يا خانوادگي‌ (اختلافات‌ خانوادگي‌) يا حقوقي‌ (مسائل‌ دادگاهي‌...) يا مشكلات‌ ارتباطي‌ (ارتباط‌ با همكاران‌، ارتباط‌ با مديريت‌، ارتباط‌ با فضاي‌ كار...) دچار عدم‌ سازگاري‌ با محيط‌ شده‌ است‌ و براي‌ كاهش‌ آثار منفي‌ اين‌ مشكلات‌ و در نهايت‌ حل‌ آنها نياز به‌ راهنمايي‌، حمايت‌ و كمك‌ حرفه‌اي‌ دارد و اين‌ در شرايطي‌ است‌ كه‌ فرد داراي‌ مشكل‌ در حد امكاناتش‌ تلاش‌ كرده‌ تا مشكلات‌ خود به‌ مرور حل‌ كند ولي‌ موفقيت‌ چنداني‌ نداشته‌ است‌.
حال‌ اگر با روش‌هاي‌ حرفه‌اي‌ مددكاري‌ اجتماعي‌ به‌ اين‌ كارگر كمك‌ شود تا مشكلاتش‌ را حل‌ كند، در مورد مشكلات‌ بعدي‌ كه‌ احتمالا" براي‌ او پيش‌ مي‌آيد، ظرفيت‌ كافي‌ و تجربه‌ لازم‌ براي‌ حل‌ آنها را بدون‌ كمك‌ گرفتن‌ از ديگران‌ در اختيارخواهدداشت‌.
در برخي‌ از زمينه‌ها ممكن‌ است‌ يك‌ روانشناس‌، باليني‌ يا يك‌ پزشك‌ يا يك‌ حقوقدان‌ بتواند براي‌ حل‌ مشكل‌ مربوطه‌ كمك‌ كند ولي‌ با توجه‌ به‌ اينكه‌ ويژگي‌ مشترك‌ در مشكلات‌ مربوط‌ به‌ اينگونه‌ مددجويان‌، اجتماعي‌ بودن‌ مشكل‌ آنها است‌ لذا مناسب‌ترين‌ فرد براي‌ كمك‌ به‌ اين‌ افراد مددكار اجتماعي‌ است‌ كه‌ خدمات‌ حرفه‌اي‌ خودش‌ را به‌ كاركنان‌ داراي‌ مشكل‌ در كارگاه‌ ارائه‌ مي‌نمايد و در موارد لزوم‌ از مشورت‌ و همكاري‌ ساير متخصص‌ها مثل‌ روانشناس‌، پزشك‌، حقوقدان‌،جامعه‌شناس‌وغيره‌نيزاستفاده‌مي‌نمايد.
 مددكار اجتماعي‌ كارگاه‌ كسي‌ است‌ كه‌ به‌ كاركنان‌ داراي‌ مشكل‌ و خانواده‌هاي‌ آنها يا كاركناني‌ كه‌ تحت‌ «فشارهاي‌ رواني‌»(3) هستند و خود به‌ تنهايي‌ قادر به‌ مبارزه‌ با آن‌ نيستند، كمك‌ مي‌كند تا بتوانند با استفاده‌ از نيروهاي‌ خودشان‌وكمك‌هاي‌ديگران‌،مشكلات‌خودراكاهش‌دهند.  
زندگي‌ اجتماعي‌ يك‌ كارگر همانند ديگر افراد جامعه‌، بسيار سازمان‌ يافته‌ و پيچيده‌ است‌. بسياري‌ از كارگران‌ امور خود را به‌ طريقي‌ مي‌گذرانند و با مشكلات‌ زندگي‌ كنار مي‌آيند؛ ولي‌ هستند كارگراني‌ كه‌ براي‌ فائق‌ آمدن‌ بر دشواريها، به‌ كمك‌ نياز دارند و اگر كمكلازم‌ در زمان‌ مناسب‌ به‌ آنان‌ نرسد دچار صدمات‌ جبران‌ ناپذيري‌ مي‌شوند. اين‌ مسأله‌، به‌ خصوص‌ در مورد كارگراني‌ كه‌ از نظر مالي‌، جسمي‌، رواني‌ يا به‌ هر علت‌ ديگري‌ در گذران‌ زندگي‌ دچار ضعف‌ هستند و يادرموردكساني‌كه‌ازپشتيباني‌خانواده‌ودوستان‌دلسوزمحرومند،بيشترصدق‌مي‌كند.
 برخي‌ از كارگران‌ گاه‌ با مشكلاتي‌ روبرو مي‌شوند كه‌ زندگي‌ آنان‌ را به‌ فروپاشي‌ تهديد مي‌كند. مشكلاتي‌ چون‌ «بيماري‌، داغديدگي‌ ناشي‌ از مرگ‌ عزيزان و ضررهاي‌ مالي‌ كه‌ گاهي‌ غير قابل‌ تحمل‌ به‌ نظر مي‌رسد».(4)
 در چنين‌ مواردي‌، بسياري‌ از كارگران‌ فعال‌ اعم‌ از زن‌ و يا مرد همانند ساير مردم‌ ممكن‌ است‌ به‌ طور موقت‌ دچار ناتواني‌ بشوند و مشكلاتي‌ را تجربه‌ كنند ولي‌ چون‌ دوست‌ دارند كه‌ مستقل‌ باشند لذا مي‌كوشند قبل‌ از تقاضاي‌ كمك‌ ازديگران‌،مسائلخود‌راتاآنجاكه‌مي‌توانندخودبه‌تنهايي‌حل‌كنند.
در اين‌ ميان‌ برخي‌ از آنها در تلاش‌ خود با شكست مواجه مي‌شوند و پس‌ از آن‌ سعي‌ مي‌كنند مسائلشان‌ را با ديگران‌ مثل‌ مددكار اجتماعي‌ در كارگاه‌ در ميان‌ بگذارند. مثلا" وقتي‌ همسر يك‌ كارگر بيمار مي‌شود و به‌ بيمارستان‌ مي‌رود، كارگر مي‌داند فرزندان‌ خردسالش‌ را چگونه‌ اداره‌ كند و اين‌ در شرايطي‌ است‌ كه‌ مرخصي‌ كافي‌ ندارد و لازم‌ است‌ به‌ كارخانه‌برودوكاركند،درحالي‌كه‌فرزندان‌خردسالش‌درخانه‌تنهاهستند.
 در گذشته‌ و در جوامع‌ سنتي‌، ساخت‌ خانواده‌ به‌ صورتي‌ بود كه‌ در اين‌ شرايط‌ به‌ كمك‌ كارگر مي‌آمد ولي‌ به‌ مرور اين‌ ساخت‌ تغيير يافته‌، كارگر به‌ شهري‌ ديگر كوچ‌ كرده‌ و در اين‌ شهر يا شهرك‌ كارگري‌، كسي‌ را ندارد، در اين‌ صورت‌ به‌ مددكار اجتماعي‌ كارگاه‌ مراجعه‌ مي‌كند تا براي‌ حل‌ مشكل‌ خودش‌ راهنمائي‌ بگيرد.
 يا وقتي‌ يك‌ كارگر دچار يك‌ مشكل‌ حقوقي‌ مي‌شود كه‌ خودش‌ قادر به‌ اداره‌ آن‌ نيست‌، در آن‌ صورت‌ اگر با نظام‌ حقوقي‌ و دادگستري‌ كشور آشنا نباشد نيازمند مشورت‌ با يك‌ وكيل‌ است‌ و اگر راه‌ و روش‌ مراجعه‌ به‌ وكيل‌ را نداند مي‌تواندازمددكاراجتماعي‌راهنمايي‌بگيرد.
يا در زماني‌ كه‌ كارگر خود يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌اش‌ دچار بيماري‌ مي‌شود كه‌ نيازمند بستري‌ شدن‌ در بيمارستان‌ است‌، اگر با نظام‌ بيمارستان‌هاي‌ تخصصي‌ سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ آشنا باشد خودش‌ به‌ بيمارستان‌ مناسب‌ مراجعه‌ مي‌كند و از خدمات‌ آن‌ بيمارستان‌ استفاده‌ مي‌كند ولي‌ اگر با اين‌ نظام‌ آشنا نباشد مي‌تواند از كمك‌ مددكار اجتماعي‌ كارگاه‌برخوردارگردد.
 مشكل‌ ديگر اينكه‌ گاهي‌ يك‌ كارگر براي‌ مراجعه‌ به‌ مؤسسه‌ دچار سردرگمي‌ مي‌شود چون‌ آدرس‌ مؤسسه‌ را نمي‌داند يا با مقررات‌ آن‌ آشنايي‌ ندارد، روش‌ پر كردن‌ فرمهاي‌ مؤسسه‌ را نمي‌داند. مثلا" براي‌ گرفتن‌ وام‌ از يك‌ بانك‌، عدم‌ آشنايي‌ كارگر با مقررات‌ بانك‌ و نحوه‌ مراجعه‌ و غيره‌ مي‌تواند از مشكلات‌ او باشد كه‌ براي‌ حل‌ آن‌ لازم‌ است‌ با يك‌ فرد واجد شرايط‌ در بانك‌ مربوطه‌ مشورت‌ كند و مشكل‌ خودش‌ را حل‌ كند و يافتن‌ چنين‌ فردي‌ كه‌ فرصت‌ اين كار را داشته‌ باشد نيز از مشكلات‌ كارگر است‌ و در اين‌ صورت‌ مددكار اجتماعي‌ مستقر در بانك‌ مربوطه‌ يا مددكار اجتماعي‌ كارگاه‌مي‌تواندبه‌اوكمك‌كند.
 يك‌ كارگر كارخانه‌ همانند بسياري‌ از مردم‌، فقط‌ با مقررات‌ مؤسسه‌ محل‌ كار خودش‌ آشنايي‌ دارد و با ساير مؤسسات‌ چندان‌ آشنا نيست.‌ لذا وقتي‌ براي‌ اولين‌ بار به‌ يك‌ مؤسسه‌ غير از محل‌ كارش‌ مراجعه‌ مي‌كند به‌ دليل‌ عدم‌ آشنايي‌ و ندانستن‌ مقررات‌ آن‌ مؤسسه‌ ممكن‌ است‌ دچار اضطراب‌ و نگراني‌ شود و هر عملي‌ كه‌ انجام‌ دهد اطمينان‌ ندارد كه‌ راه‌ و رسم‌ آن‌ مؤسسه‌ را درست‌ طي‌ مي‌كند يا خير. در اينگونه‌ موارد قسمت‌ راهنمايي‌ مراجعين‌ يا بخش‌ مشاوره‌ آن‌ مؤسسه‌ مي‌تواند به‌ چنين‌ فردي‌ كمك‌ كند ولي‌ در مراجعات‌ بعدي‌ چنين‌ مشكلي‌ وجود ندارد و با اطمينان‌ به‌ آن‌ مؤسسه‌ مراجعه‌ مي‌كند و ممكن‌ است‌ ساير كارگران‌ مراجعه‌ كننده‌ را هم‌ راهنمايي‌ كند.نقش‌ مددكار اجتماعي‌ كارگاه‌ در اين‌ زمينه‌ آشنا كردن‌ كاركنان‌ با مؤسساتي‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ كاركنان‌ كارگاه‌ به‌ دلايلي‌ به‌ آن‌ مؤسسات‌ مراجعه‌ كنند از جمله‌ اين‌ مؤسسات‌ مي‌توان‌ بيمارستان‌هاي‌ تخصصي‌ سازمان‌ تامين‌ اجتماعي‌ را نام‌ برد كه‌ هر كدام‌ از آنها در چه‌ زمينه‌اي‌ تخصص‌ دارند و نحوه‌ مراجعه‌ به‌ آنها چگونه‌ است‌ يا در مورد بانك‌ رفاه‌ كارگران‌ و خدمات‌ مختلفي‌ كه‌ به‌ كارگران‌ ارائه‌ مي‌دهد و نحوه‌ استفاده‌ از اين‌ خدمات‌ يا امكانات‌ ورزشي‌، رفاهي‌ كه‌ براي‌ استفاده‌ كارگران‌ تهيه‌ شده‌ و نحوه‌ استفاده‌ از آنها و بسياري‌ مؤسسات‌ ديگر كه‌ بر حسب‌ مورد براي‌ كاركنان‌ كارگاه‌ مطرح‌ مي‌شود.
 بسياري‌ از مشكلاتي‌ كه‌ براي‌ كارگران‌ پيش‌ مي‌آيد در بين‌ زنان‌ و مردان‌ كارگر مشترك‌ است‌ ولي‌ زنان‌ كارگر داراي‌ مسائلي‌ هستند كه‌ خاص‌ آنها است‌ مثل‌ مشكلات‌ بين‌ خانه‌ و محل‌ كار، رابطه‌ با همسر، انجام‌ وظايف‌ خاص‌ خانم‌ها و برخي‌ مشكلات‌ فرهنگي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ براي‌ آنها پيش‌ آيد. در اين‌ مورد، خانم‌هاي‌ مددكار اجتماعي‌ مي‌توانند در بسياري‌ از موارد آنها را راهنمايي‌ كنند و براي‌ حل‌ مشكل‌ آنها از طريق‌ شبكه‌ مددكاري‌ اجتماعي‌ اقدام‌ نمايند. البته‌ كمك‌ مددكار اجتماعي‌ به‌ يك‌ خانم‌ كارگر به‌ صورتي‌ است‌ كه‌ او را قادر مي‌سازد تا ضمن‌ حل‌ مشكل‌ فعلي‌ خوددر موارد بعدي‌ بتواند بدون‌ مراجعه‌ به‌ مددكار اجتماعي‌ كارگاه،‌ خودش‌ مستقلا" مشكلاتش‌ را حل‌ كند.
 اكنون‌ كه‌ با برخي‌ از ويژگي‌هاي‌ مددكار اجتماعي‌ در كارگاه‌ آشنا شديم‌، مي‌توانيم‌ تعريف‌ آن را ارائه‌ نمائيم‌: «مددكاري اجتماعي‌ در كارگاه‌، مجموعه‌ خدمات‌ حرفه‌اي‌ است‌ كه‌ از سوي‌ مددكار اجتماعي‌ شاغل‌ در كارگاه‌ به‌ كاركنان‌ داراي‌ مشكل‌ يا آسيب‌پذير ارائه‌ مي‌شود تا بتوانند مشكلات‌ شخصي‌، خانوادگي‌ و اجتماعي‌ خودشان‌ را بطور مستقل‌حل‌كنندكه‌نتيجه‌آن‌افزايشبهره‌وري‌دركارگاه‌است‌

نقش مددکاران اجتماعی در کار با بیماران ایدزی

انسان موجودی است اجتماعی و در جهت تامین نیازهای اولیه و اساسی خود، ناچار است با دیگران ارتباطی متقابل و تنگاتنگ داشته باشد تا بتواند به زندگی خود ادامه دهد.

گرچه زندگی گروهی مزایای فراوانی را با خود به همراه دارد، اما نباید فراموش کرد همین نوع زندگی خطراتی را نیز متوجه انسانها نموده است. امروزه شاهد  مصائب  و مشکلات عدیده ای در جامعه هستیم که علی رغم پیشرفتهای چشمگیر انسانها در عرصه اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و غیره، هنوز علل بسیاری از آنها شناخته نمانده و از درمان قطعی آنها ناتوان هستیم.

بیماری ایدز از جمله بیماریهایست که در عصر حاضر زندگی بشر را مورد تهدید و آسیب جدی قرار داده است، که در صورت عدم شناخت همه جانبه ابعاد آن می تواند بسرعت در جامعه انتشار یافته و تعداد کثیری از افراد را مبتلا و نابود سازد.

ایدز(AIDS) برگرفته از حروف اول عبارت Acquired Immunodificiency Syndrom به معنی بیماری یا نشانگان ضعف سیستم ایمنی اکتسابی است. زیرا در این بیماری، سیستم ایمنی(دفاعی) بدن شخص درگیر شده و از کار می افتد.

عامل بیماری ویروسی بنام«ویروس مضعف ایمنی انسان » (Human Immunodificiency Virus به اختصار HIV) است و تاکنون دو نوع (موسوم به HIV-1 و HIV-2 ) و نه گونه شناسایی شده است(ساداتیان، 1384: 15).

راههای شناخته شده انتقال(تماس جنسی، اعتیاد تزریقی، خون آلوده و ...)، سرعت انتشار، نبود هیچگونه درمان قطعی تا زمان حال، دوره طولانی بدون علامت(1 تا 11 سال) در همان حال که بیماران بعنوان ناقل عمل می کنند، اثرات مخرب بیماری از لحاظ جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و ... به جامعه همه و همه سبب شده است این بیماری  از چارچوب پزشکی محض خارج شده و بعنوان یک مسئله اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.

افراد مبتلا به ایدز به دلیل برچسبهایی که بیماریشان، از بسیاری از حقوق اجتماعی محروم شده، طلاق و از هم پاشیدگی خانواده را تجربه کرده، مجبور به پنهان نمودن بیماری خود بوده، در ارتباطات خود با افراد جامه با مشکل مواجه اند، جهت اشتغال در بازار کار دچار محدودیت بوده و اکثراً از پرداخت هزینه درمانی خود عاجزند(Edwards and Others, 2004: 1257-1325).

برخی از افراد ایدزی بخاطر ننگی که متوجه آنهاست یا بخاطر تبعیض از مراجعه به نهادهای خدمات بهداشتی یا اجتماعی خودداری می کنند به این ترتیب کسانی که بیشترین نیاز به کمک، اطلاعات و آموزش را دارند، به پنهان کاری کشیده می شوند و همین امر آسیب پذیری آنها را تشدید می کند(پیام یونسکو، 1383: 35).

بر اساس گزارش وزرات بهداشت درمان در تاریخ 1/7/85 تعداد مبتلایان به ایدز در کشور 13702نفر برآورد شده که از این تعداد 753 مورد یعنی 5/5 درصد زن و 12 هزارو949 نفر یعنی5/94 درصد مرد می باشند. از این تعداد 4/64 درصدازطریق اعتیاد تزریقی و4/7درصد آمیزش جنسی 5%انتقال از مادر به کودک و 8/1%خون و فرآوردهای خونی و 8/25 درصد نامشخص است(سایت درمانگران ایران به نقل از وزرات بهداشت درمان).

بر اساس آخرین آمار منتشر شده تا ابتدای فروردین 1387 از سوی اداره ایدز وزرات بهداشت درمان شمار مبتلایان ویروس اچ آی وی و ایدز به 17هزار و270 نفر در کشور رسید.از این تعداد یکهزارو268نفر به بیماری ایدزمبتلا و15هزارو2نفر دچار ویروس اچ آی وی شدندوتاکنون 2هزار533 نفر فوت کرده اند. 9/93 درصد از مبتلایان به اچ آی وی و ایدز مردان و1/6درصد زنان هستندو41درصد آنان در گروه سنی 25تا34سال قرار دارند(روزنامه جام جم،اردبیهشت1387).

ازآنجایی که بیماران ایدزی نیازمند خدمات اجتماعی،پزشکی و...برای ادامه حیات خود هستند و در این میان با توجه به ابتلاءسایرین به این بیماری باید نگاهی ویژه ای در جهت حمایت داشت در عرصه کمک به این بیماران مددکاران اجتماعی از نقش بسزایی برخوردار می باشد چرا که مددکار اجتماعی در جهت جلب مشارکت نهادهای دولتی،غیر دولتی،افزایش اعتماد به نفس بیماران،ایجاد وشناسایی حمایت های اجتماعی،خانوادگی،آگاه سازی وپیشگیری اقدام نماید.در این مقاله سعی بر آن شده به نقش مددکاران اجتماعی در کار با این بیماران پرداخته شود.

ويروس کاهش ايمني انسان که به اختصار اچ آي وي ناميده مي شود با حمله به سيستم ايمني بدن، نابودي سلولهاي سفيد را آغاز مي کند. اچ آي وي مي تواند مدت ها بدون آن که فرد را بيمار کند، دربدن بماند. اما هنگامي که تعداد بيشتري از سلولهاي سفيد تخريب شدند، بدن قادر نيست با ميکروب هاي بسياري که هميشه در داخل و اطراف بدن ما زندگي مي کنند مقابله کند و دير يا زود هنگامي که سيستم ايمني ضعيف و ضعيف تر مي شود، عفونت سراسر بدن فرد را فرا مي گيرد و ديگر بدن قادر به مبارزه با آنها نخواهد بود. مرحله نهايي عفونت اچ آي وي را ايدز يا سندرم نقص ايمني اکتسابي مي نامند.

نقش مددکاران اجتماعی در کار بیماران اچ آی وی/ایدزی               

مددکاران اجتماعی در کار با بیماران اچ آی وی/ ایدزی دارای نقشهای مختلفی می باشند که این نقشها در کار فرد،خانواده،گروه،جامعه مطرح می باشد.

رابط:

دراین نقش مددکاراجتماعی به عنوان یک عامل ارتباطی بین مددجوومنابع وامکانات موجود درجامعه هاست،ایفای این نفش مستلزم آن می باشد که مددکار اجتماعی از خدماتی که سازمانها،موسسات،دولتی و غیر دولتی که ارائه می دهند و می تواند در کمک به فردآلوده نتیجه بخش باشد آشنابوده و تاکید بر ارتباط با این موسسات داشته و به تناسب  مشکل و خدماتی که ارائه می دهند از آنها بهره بگیرد.

مددکار اجتماعی می تواند با سایر مددکاران مراکز مختلف ارتباط داشته و جلساتی را جهت تشریح بیماری و مشکلات این بیمران داشته تا آنها نیز بتوانند همدلی های لازم را در جهت کمک انجام دهند.

موفقیت مددکار اجتماعی در این نقش منجر به ارتباط مداوم فرد بیمار با مددکار شده و با این راهکار مددکار اجتماعی می تواند همیشه در ارتباط مستقیم بوده ودرجریان مشکلات و سیر درمان بیمار قرار گیرد.

مدافع :

مددکار اجتماعی دراین نفش سخنگوی بیمار می باشد ودر صورتی که بیماران جهت دفاع از حقوق خود مشکل داشته یا در جهت توجه بیشتر جامعه به آنها اقدام می کند.

مددکار اجتماعی ضمن توجه به خواسته های بیمار، منافع اجتماعی را نیز در نظر می گیرد.

کنکور ارشد مددکاری

خوب در مورد زبان تخصصی در ارشد نکاتی را خدمتتان عرض کردم اما در مورد مددکاری اجتماعی که ۴۰ سوال را در کنکور ارشد به خود اختصاص می دهد لازم است توضیحاتی را بدم در مجموعه سوالاتی که در حوزه مددکاری طرح می شود بعضی از کاتب از اهمیت فوق العاده ای برخودار است که عبارتند از

مبانی مددکاری اجتماعی دکتر زاهدی اصل که حداقل ۷-۹ سوال از آن طرح می گردد ولی لازم است در مطالعه ا ین کتاب به نکاتی توجه گردد.

جزوه مددکاری دکتر زاهدی اصل که از اهمیت زیادی برخوردار است.

در روزهای بعدی به سایر نکات اشاره می گردد.

بي‌توجهي والدين زمينه حضور جوانان در اكس‌پارتي‌ها را فراهم مي‌كند

رئيس كانون كارشناسان خدمات مددكاري در گفت‌وگو با فارس:
بي‌توجهي والدين زمينه حضور جوانان در اكس‌پارتي‌ها را فراهم مي‌كند

خبرگزاري فارس: رئيس كانون كارشناسان خدمات مددكاري گفت: هنگامي كه‌ والدين كنترل مناسبي بر فرزند خود نداشته باشند زمينه حضور جوان در مراسم‌هاي شبانه فراهم مي‌شود.


حسن زائري در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا» درباره دلايل گرايش جوانان براي حضور در مراسم‌ اكس‌پارتي اظهار داشت: مشكلات خانوادگي و اجتماعي از جمله عواملي است كه موجب حضور جوانان در اكس‌پارتي‌ها مي‌شود.
وي ادامه داد: جوانان علاقه زيادي دارند كه در جمع دوستان و همسالان خود حضور داشته باشند و گاهي براي كنار يكديگر بودن مراسم اكس‌پارتي را انتخاب مي‌كنند.
رئيس كانون كارشناسان خدمات مددكاري اضافه كرد: بيشتر جواناني كه خانواده از هم گسيخته‌اي داشته‌اند تمايل زيادي براي حضور در جمع دوستان دارند.
وي با اشاره به اينكه چنين خانواده‌هايي فرزندان خود را به صورت مناسب كنترل نمي‌كنند، عنوان كرد: اغلب جواناني كه در اين مراسم شركت مي‌كنند در سن 15 تا 20 سال هستند بنابراين مشخص مي‌شود. عدم نظارت مناسب والدين سبب شده است كه فرزند آنها به ‌راحتي در اكس‌پارتي‌ها و جمع‌هاي دوستانه خود شركت كند.
زائري بيان داشت: زماني كه نوجوانان در گروه‌هاي همسال خود قرار مي‌گيرند و تعريف و تمجيدهايي را درباره اكس‌پارتي‌ها مي‌شنوند، تمايل پيدا مي‌كنند كه حتي براي يكبار در اين مراسم حضور داشته باشند.
وي تصريح كرد: اگر دايره روابط اجتماعي فرد گسترده باشد سبب مي‌شود كه دوستان زيادي پيدا كند و از طريق همين دوستان به راه‌هاي نامناسب گرايش داشته باشند.
رئيس كانون كارشناسان خدمات مددكاري اظهار داشت: بيشتر بچه‌هايي كه در اين مراسم شركت مي‌كنند شرور و كنجكاو هستند بنابراين گاهي اين عامل هم در حضور آنها تأثير زيادي دارد.
وي گفت: والدين بايد ارتباط صحيحي با فرزند خود برقرار كنند و آگاهي كامل داشته باشند كه حضور فرزندشان در اين مراسم عواقب نامناسبي خواهد داشت.

عوامل توفیق در حفظ زناشویی

عوامل اخلاقی و روانی

  • حوصله و بردباری
  • صداقت
  • خلوص
  • مهربانی
  • از خود گذشتگی
  • صمیمیت
  • اعتماد و اطمینان
  • نظم و انضباط
  •  همکاری
  • سازگاری
  • تعهد
  • سخاوت
  • وفاداری
  • احساس مسئولیت
  • مودت و حس تفاهم
  • انعطاف پذیری

تا کجا پایان راه کجاست

تکدی گری

متکدیان از هر شیوه ای برای گرفتن پول استفاده می کنند شاید شما اعتراض کنید که بابا اینها احتیاج دارند و گرنه آدم دست به این کارها نمیزنه ولی باور کنید که شگرد این افراد این است چرا که چند باری رسانه های جمعی نشان دادند که گدای با دفترچه ۹۰ میلیون تومانی دستگیر شد متکدی که ۴ واحد آپارتمان داشته دستگیر شد پس چرا اینها همچنان به تکدی گری ادامه می دهند مگر دنبال یک شقف واسه زندگی نیستند پس چرا ۴ سقف

راستی دیدید بعضی از این اساتید فن تکدی گری باندهای مافیای تکدی گری تشکیل داده اند و زمانی اگر کسی به حوزه استحفاضی آنها وارد شوند با فرد خاطی درگیر می شوند میدونید چون درآمد این مناطق بالاست و مالیاتی هم شامل آن نمی شود.

راستی بعضی از صاحبان فن تکدی گری چند سالی هستند که از یک شهر به شهر دیگر می روند ولی شما که بعد از چند ماه به آم میسر می روید می بینید که باز همان جا هستند راستی یک سوال مکر اینها قرار هست با چه ماشینی بروند که هنوز از راه نیامده است شایدم شرکت بنز آن ماشین دلخواه آنها را هنوز تولید نکرده است.

حال سوالی که باید پرسید این است که آیا تکدی می تواند باعث رواج سایر آسیب های دیگر گردد؟

برخورد با متکدیان برعهده کدام ارگان و نهاد می باشد؟

مهربان

شاید زندگی تمامش این نباشه که به خودت فکر کنی سوار ماشین ات بشی و حتی سر چهارراه به دخترک گل فروش نگاه نکنی زندگی این نیست که آخر هفته به تفریح بری و از جلوی تفریحگاه رد بشی به اون پس ۹ ساله ای که ترازوی جلوش گذاشته و نگات می کنه توجه نکنی نیست

شایدم تمام زندگی این نباشه که ما هم نوعنان خودمان را از یاد ببریم

نکات کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی

شاید جای سوال باشه که کتاب های که کمتر باید مطالعه بشه کدامند و کتاب های که در ارشد مددکاری مهم هستند کدامند اولین نکته اینه که تمام ضرایب در این رشته که شامل زبان عمومی و تخصصی مددکاری روانشناسی جامعه شناسی و توانبخشی هست یک می باشد ولی در بعضی از رشته ها مثل مدیریت ضرایب آنها از اهمیت خاصی برخوردار هست.

سوالات زبان منبع خاصی ندارد که ۱۵ سوال گرامر و ۱۵ سوال تخصصی که شامل متن های تخصصی مددکاری هست که از آنها سوالاتی طرح می گردد.

برای گرامر می توان از کتاب گرامر عباس فرزام یا حسین میری بهره گرفت. در آینده به سایر به سایر موارد امتحانی اشاره می گردد.

مهارت زندگی

هدف از آموزش مهارتهاي زندگي ارتقاِء سازگاري فرد ابتدا با خودش سپس با ديگران و محيطي است كه در آن زندگي مي كند. اين مهارتها به ما مي آموزدكه در طول زندگي به ويژه در موقعيت هاي پر خطر چگونه عاقلانه و صحيح رفتار كنيم .

اهداف مهارتهاي زندگي

بخشي از اهداف مهارتهاي زندگي عبارت است از:

تقويت اعتماد به نفس

تقويت روحيه ي مشاركت وهمكاري

رشد و تقويت عواطف انساني

ايجاد روحيه ي مقاومت در برابر تبليغات مسموم

كمك به شناسايي وبيان احساسا ت

تامين سلامت مهارتهاي ارتباطي

ساختن يك شهروند متعادل ومقبول اجتماع

تقويت روحيه ي همزيستي مسالمت آميز

ارتقاء سازگاري فرد باخودش با ديگران و محيط زندگيش

 

انواع مهارتهاي زندگي

سازمان بهداشت جهاني اين مهارتها را با عناوين دهگانه زير مشخص نموده است كه هر يك از اين مهارتها رمز برخورداري ودانستن  تمرين و به كارگيري هر چه بيشتر در زندگي روزمره است.

مهارتهاي خود اگاهي

مهارتهاي همدلي

مهارت ارتباط موثر

مهارت روابط بين فردي

مهارت مقابله با استرس

مهارت مديريت بر هيجانها

مهارت حل مسئله

مهارت تصميم گيري

مهارت تفكر خلاق

مهارت تفكرنقادانه

مهارت خود آگاهي

مهارت خود آگاهي توانايي شناخت از نقاط ضعف و قوت خواسته ها نيازها رغبت ها و تصوير واقع بينانه از خود است تا حقوق فردي اجتماعي و مسئوليتهاي خود را بهتر بشناسيم.

با كسب اين مهارت به سئوال اساسي "من كيستم"پاسخ مي گوييم

 

مهارت همدلي

همدلي يعني اين كه فرد بتواند مسائل ديگران را حتي زمانيكه در آن شرايط قرار ندارد درك كند و به آنها احترام بگذارد . اين مهارت موجب مي شود تا به ديگران توجه كرده وآنها را دوست داشته باشيم وخود نيز مورد توجه و دوست داشتن ديگران قرار بگيريم وبا ايجاد روابط اجتماعي بهتر به هم نزديك شويم

 

مهارت روابط بين فردي

مهارتي است كه موجب ميشود ضمن تقويت روحيه ي مشاركت اعتماد واقع بينانه و همكاري با ديگران بتوانيم مرزهاي روابط بين خود وكسانيكه دوستشان داريم را تشخيص داده ودرجهت ايجاد روابط صميمانه و دوستانه قدم برداريم هر چه زودتر به دوستيهاي نامناسب و نا سالم خود خاتمه دهيم پيش از آنكه مورد آسيب جدي قرار بگيريم.                                                                                                                                                                                                                                                                        

 

مهارت ارتباط موثر

كسب اين مهارت به ما مي آموزد براي درك موقعيت ديگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهيم و چگونه ديگران را ازاحساس ونيازهاي خوداگاه نماييم تا ضمن به دست آوردن خواسته هاي خود طرف مقابل نيز احساس رضايت نمايد.

 

مهارت مقابله با استرس

در دنياي امروز همواره با تغييرات وسيع وپيچيده اي مواجهيم و هر تغييري با فشارهاي روحي ورواني (استرس)همراه است .ميزان استرس اگر بيشتر از حد و طولاني باشد بر زندگي و عملكرد ما تاثير منفي گذاشته و مشكلات جدي وزيادي را براي ما به وجود خواهد آورد. فراگيري اين مهارت به ما كمك مي كند تا استرس هاي مخالف و اثرات آن را شناخته و راههاي كاهش يا مديريت بر آنها را كسب نماييم

 

 

مهارت مديريت بر هيجانها

اگر بتوانيم مديريت مطلوبي بر هيجانهاي خود مانند شاديري، غم، خشم، ترس، ياس،  اضطراب و..... داشته باشيم روياها، خاطرات و ادراكات ما جان مي گيرد.كسب اين مهارت به ما كمك مي كند تا ضمن شناسايي هيجانهاي خود و ديگران و تاثير آنها بر تفكر رفتارهايمان بتوانيم در مقابله با آنها واكنش مناسب را از خود بروز دهيم.

 

مهارت حل مساله

ما هرروزبا مسايل فراواني رو به رو هستيم كه برخي ساده و برخي پيچيده اند. مهارت حل

مساله اين توانايي را به ما مي دهد كه با توجه به تجارب علمي و توانمنديهاي ذهني خود

بتوانيم در جهت "حل مسئله" يا مشكل قدم برداشته و به نتيجه ي مطلوب دست يابيم .

 

مهارت تصميم گيري

انسان در مسير زندگي همواره نيازمند تصميم گيريها ي مختلف است وموفقيت در زندگي در گرو تصميم گيري درست و بجاي اوست. مهارت تصميم گيري به ما كمك مي كند تا با اطلاعات و آگاهي كافي با توجه به اهداف واقع بينانه خود از بين راه حلهاي مختلف بهترين راه حل را انتخاب كرده و به كار بگيريم و پذيراي پيامدهاي آن نيز باشيم

 

مهارت تفكر خلاق

فكر كردن مهارتي است كه از كودكي مي آموزيم. مهارت تفكر خلاق قدرت كشف وتوليد انديشه ي جديد را براي ما فراهم مي آورد.مهارت تفكر خلاق به ما كمك مي كند در مواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفي خود را به احساسات مثبت تبديل كنيم .تفكر خلاق "نوع ديگر ديدن " است در اين تفكر هيچگاه مشكل يك عامل مزاحم به حساب نمي آيد بلكه يك فرصت براي كشف راه حل هاي نو و بديع تلقي مي شود كه تا كنون كسي به ان توجه نكرده است .

 

مهارت تفكرنقادانه

تفكر نقادانه نوع ديگر از تفكر است .كسب اين مهارت به ما مي آموزد تا هرچيزي را به سادگي ودر بست قبول يا رد نكنيم ابتدا در مورد آن موضوع سئوال و استدلال كنيم سپس بپذيريم يا رد كنيم كسانيكه از تفكر نقادانه  بر خوردارند فريب ديگران را نمي خورند و به راحتي جذب گروهها و افرادو مواد مخدر نمي شوند چرا كه همواره با سئوال كردن به عاقبت كار مي انديشند.

راهبرد مطلوب آموزش مهارت هاي زندگي

  با توجه به دامنه وسيع مهارت هاي زندگي، راهبرد مطلوب آموزش مهارت هاي زندگي، ايجاد فرصت يادگيري و اكتساب اين مهارت ها، براي تمام كودكان و نوجوانان، از طريق مدارس است. آموزش مهارت هاي زندگي، توانائيهاي يادگيري را كه در ايجاد رفتار سلامت، روابط بين فردي مثبت تر و سلامت روان نقش مهمي دارند، افزايش مي دهد. بسيار مطلوب است كه اين آموزشها، در سنين پايين، قبل از ايجاد رفتارها و روابط منفي، ارائه شوند

ما مهمانی خدا

حلول ماه مبارک رمضان ماه بخشش و ماه خودشازی ماه اطعام نیازمندان و دستگیری از محرومان ماه مهمانی خدا ضیافت الهی و ماه پاکی ماه قران ماه شب نشینی ماه راز و نیاز ماه استغفار ماه بندکی

بر تمام مددکاران پیرو مولای متقیان امیر دلها و حامی محرومان مبارک باد

سالمندان

مساله سالمندی جمعیت جهان به دلایل مختلف از جمله کاهش میزان موالید ، پیشرفتهای پزشکی ،بهداشت ، آموزش  وپرورش و در نتیجه افزایش امید به زندگی در سطح جهانی مطرح شده است .از آن جا که این پدیده در کلیه جنبه های زندگی جوامع بشری از جمله طیف گسترده ای از ساختارهای سنی ،ارزشها ،معیارها و تحولات قابل ملاحظه ای به وجود می آورد لذا مقابله با چالشهای فراراه این پدیده و اتخاذ سیاستهای مناسب جهت ارتقا وضعیت جسمی ،روحی واجتماعی سالمندان از اهمیت بالائی برخوردار بوده و در دستور کار جامعه بینالمللی قرار گرفته است (زنجانی،21:1380)

در واقع سالمندی بخشی از روند طبیعی زندگی انسان محسوب می شود و گذشت زمان و بیماریهای جسمی ،و مشکلت روحی وشرایط محیطی عوملی هستند که در این روند موثر می باشند.رشد فزاینده افراد مسن همچنان ادامه دارد به طوریکه بر اساس پیش بینی کارشناسان در آینده ای نه چندان دور در جهان از هر ÷نج نفر یک تنفر سالمند خواهد بود .با افزایش تعداد سالممندان مساله بهداشت سلامت و تامین آسایش و رفاه آنان در جامعه هر روز ابعاد تازه ای و گسترده ای پیدا می کند سالممندی یک فرایند طبیعی است و نمی یتوان آن را متوقف کرد و یا معکوس نمود بلکه می توان بال مراقبتهای صحیح  و ساده تبه سالمندی توام با سلامت رسید (سالمندی،آسیبه ا و سلامت ها .مجموعه سوم . فرهنگسرای سالمند)از آنجائیکه سالخوردگی فراگردی همگانی است و در کل دوران زندگی ادامه داردآماده ساختن کل جمعیت برای دوران سالخوردگی باید جنبه تفکیک ناپذیری از سیاستهای توسعه اجتماعی_اقتصادی باشد.

زندگی در کنار مین

شیرکوه بهمنی: اگر مین‌ها در زمان جنگ با هدف ضربه‌زدن به نیروهای نظامی کار گذاشته می‌شوند، متأسفانه بعد از پایان جنگ بیشترین صدمات متوجه افراد غیرنظامی به‌ویژه دامداران و کشاورزان و کودکان خواهد بود گرچه در آن زمان ممکن است سال‌ها از پایان جنگ گذشته باشد.

هم‌اکنون بعد از گذشت قریب به20 سال از پایان جنگ تحمیلی مرزنشینان 5 استان کشور (استان‌های کردستان، کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی و خوزستان) با میلیون‌ها مین کار‌گذاشته شده دست به گریبانند که با گذشت زمان نه تنها خاصیت انفجاری خود را از دست نداده، بلکه حساس‌تر شده و با کمترین ضربه منفجر خواهند شد.

همچنین بر اثر نزولات جوی،  جابه‌جا شده و گاه مسافت‌های طولانی از محل اصلی‌شان فاصله گرفته و یا زیر گل‌‌و‌لای و خار و خاشاک مدفون شده و منتظر قربانی ناآگاهی هستند که دیر یا زود به سراغشان خواهد آمد. البته به این تعداد باید پایگاه‌های متروکه و فعال نزدیک روستاها را اضافه‌کرد که به دلایل فوق با وجود پاکسازی هنوز خطرناک هستند و هراز‌چندی قربانی می‌گیرند.

براساس طرح مشترک 3ساله مرکز تحقیقات تروما وپژوهشکده مهندسی و علوم پزشکی جانبازان که روی پرونده مصدومین از زمان آتش بس تا سال 1382 صورت گرفته نتایج زیر به دست آمده‌اند:

از3 هزار و  713 نفر مصدومین بررسی شده:3/93 درصد مرد، 7/6 درصد زن و از بین آنها، 3/37 درصد جان خود را از دست داده و40 درصد نیز دچار قطع عضو شده‌اند. در بررسی فعالیت‌های منجر به حادثه، در میان 3 هزار و 692 نفر 4/28 درصد به علت چرای دام، 7/6 درصد به دلیل فعالیت کشاورزی و 28/10 درصد به دلیل فعالیت‌های نظامی کشته یا مجروح شده‌اند.

در بررسی آمار افراد مصدوم و نیز کشته شده مشخص شد 6/40 درصد موارد مصدومیت و2/37 درصد موارد فوت شده 18 ساله یا کمتر سن داشته‌اند. اطلاعات موثقی از تعداد مصدومین در طول سال‌های اخیر در دست نیست اما خاصیت مقاومت طولانی‌مدت مین‌ها و غیرممکن بودن پاکسازی 100درصد مناطق آلوده با وجود تلاش‌های پیگیر مرکز مین‌زدایی کشور با نثار چندین شهید و مجروح در این راه، در برگرفتن راهبرد آگاه‌سازی عمومی افراد در معرض خطر در زمینه شناخت مین و مواد منفجره موفق عمل نکرده و انجام طرح‌های آموزشی در این زمینه ضروری است چنانچه طرحی در همین راستا از سوی سازمان بهزیستی با همکاری وزارت آموزش و پرورش در استان‌های آلوده به مین در طول چند سال اخیر اجرا شده است که تا حدودی در کاستن از تعداد قربانیان مؤثر بوده است.

پیام‌هایی درخصوص آگاه‌سازی عمومی با هدف مواجهه صحیح با مین و مواد منفجره عمل نکرده:

 از مناطق آلوده به مین فاصله بگیرید

متأسفانه در اکثر مناطق مین‌گذاری شده علامت هشدار دهنده‌ای دال بر وجود مین نصب نشده، اما نبود علائم هشدار دهنده به معنای نبود خطر نیست و نشانه‌هایی وجود دارد که با دیدن آنها می‌توان به وجود مین و مواد منفجره عمل نکرده مشکوک شد ازجمله:

- پایگاه‌های متروکه پاکسازی نشده و حتی پاکسازی شده، پایگاه‌های نظامی فعال، روستاهای مرزی ویران شده، قطعات مین‌ها ومواد منفجره که قبلا منفجر شده‌اند، نشانه‌های جنگ از قبیل ادوات نظامی منفجر شده، خاکریز، پوکه فشنگ و... تغییرات غیرطبیعی در خاک و گیاهان و تپه‌های مصنوعی و...، اسکلت حیوانات و یا مشاهده حیوانات زخمی و ناقص‌العضو، تکه سیم‌هایی که از خاک بیرون آمده باشد، اطراف چشمه‌ها و چاه‌ها و رودخانه‌ها، اطراف پل‌ها و راه‌های عبورومرور، زیر درختان و جاهایی که برای استراحت می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

مین‌ها و مواد منفجره  را لمس نکنید

- نه مین‌ها را پرت کنید نه به طرف آنها شیء پرتاب کنید.

- با دست، پا و یا هیچ ابزاری به مین‌ها و مواد منفجره و اشیای ناشناخته ضربه نزنید.

- به هیچ وجه به فکر پاکسازی راه‌ها و یا خنثی‌سازی مین‌ها نباشید؛ این کار فقط در تخصص تیم مین‌روبی و افراد متخصص است.

- آب هیچ تاثیری بر خاصیت انفجاری مین‌ها ندارد، با انداختن مین‌ها به داخل رودخانه‌ها و چشمه‌ها این محل‌ها را آلوده نکنید.

- مین‌ها را داخل  آتش قرار ندهید و مناطق آلوده را به آتش نکشید. این کار مین‌ها را حساس‌تر می‌کند و سبب هم‌رنگ شدن مین‌ها با محیط اطراف شده و تشخیص آنها را دشوار می‌کند.

- سیم‌های بیرون آمده از خاک را نکشید، احتمالا این سیم‌ها چندین مین را به هم متصل کرده و باعث انفجار همزمان آنها می‌شود.

- سیم‌های خاردار اطراف پایگاه‌های متروکه یا در نقاط مرزی را جابه‌جا نکنید، شما با این کار جان عابرین و یا مسافرینی را که با منطقه آشنا نیستند به خطر خواهید انداخت.

- از جمع‌آوری مین‌ها و مواد منفجره عمل‌نکرده به‌منظور فروش جدا خودداری کنید.

- اطلاعات صحیح خود در مورد مین‌ها
و مواد منفجره عمل‌نکرده را در اختیار دیگران قرار دهید.

 از راه‌های مطمئن بگذرید

- از ساکنین محلی و افراد مطلع درباره راه‌های مطمئن عبور و مرور در نواحی آلوده به مین کمک بگیرید.

- حتی‌المقدور در روز سفر کنید.

- از راه‌های سنگفرش و آسفالت و محل‌های گذر عمومی عبور و مرور کنید.

- اگر جاده با تنه درخت و یا هر مانع دیگری مسدود شده بود راه خود را تغییر ندهید.

- اگر مجبورید دام‌هایتان را از مناطق آلوده عبور دهید، به تعداد کم و درصورت امکان آنها را به هم ببندید.

- اگر حیوانی از گله جدا شد و وارد منطقه مین‌گذاری شد به‌هیچ‌وجه برای کمک به آن وارد منطقه آلوده نشوید.

- اگر در منطقه مشکوک به وجود مین گیاه می‌چینید کمی بالاتر از سطح زمین گیاهان را قطع کنید.

- در مناطق مشکوک به وجود مین آتش روشن نکنید.  اگر مجبور به این کار شدید،  آتش را روی چند تخته سنگ و بالاتر از سطح زمین روشن کنید.

- در مناطق آلوده به‌هیچ وجه از جاده‌های اصلی خارج نشوید. درختان مثمر دست نخورده در اطراف می‌تواند دلیلی بر وجود مین باشد.

- اگر چند نفر با هم از منطقه آلوده به مین حرکت می‌کنید، 10 تا 15 متر از هم فاصله گرفته و پشت سر هم حرکت کنید.

علائم هشداردهنده را بشناسید

-  علائم هشدار‌دهنده معمولا به شکل چیدن چند تخته سنگ روی هم، پرچم قرمز و یا علامت جهانی اسکلت کله انسان با دو تا استخوان به حالت ضربدر است و یا تابلوهایی که روی آنها نوشته شده است خطر مین.

- علائم هشدار دهنده در مورد مین‌ها را دست‌کاری نکنید زیرا شما با این کار جان دیگران را به خطر می‌اندازید.

- و سرانجام دیگران را از وجود این دشمنان خاموش آگاه کنید.


کلیه حقوق مادی و معنوی این مطلب متعلق به موسسه همشهری است.

چاپ شده در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1389 - 23:20:38 از آدرس:

·        تعريف هيجان

·        درباره مفهوم هيجان روان شناسان و فلاسفه بيش از يك قرن به بحث و جدل پرداخته اند. در لغت نامه آكسفورد اين طور آمده است : هر تحريك يا اغتشاش در ذهن، احساس، عاطفه‎، هر حالت ذهني قدرتمند يا تهييج كننده.  قبلاً هيجان  اغلب مترادف با عاطفه يا احساس به كار مي رفت. در علم روان شناختي امروزي فرض مي شود كه هيجان سازه اي است فرضي، كه دربرگيرنده واكنش ارگانيزم به وقايع معنادار مي باشد. در كل فرض مي شود كه هيجان داراي چند مولفه مي باشد: ١- برانگيختگي فيزيولوژيكي، ٢- جلوه هاي حركتي، ٣- گرايش هاي به عمل، ٤- احساس عيني.

·        هيجان حالت هشياري يا خودآگاهي است كه در آن مفاهيمي مانند شادي، غم، ترس نفرت يا علاقه تجربه مي شود. هيجان از حالت هاي شناختي و ارادي متمايز است به عبارتي هيجان مربوط به احساسات به خصوص جنبه هاي خوشايند و ناگوار فرايند ذهني است.

·        ٤-١) خانواده هاي اصلي هيجان ها:

·        خشم: تهاجم، تنفر، آزردگي، پرخاشگري و .....

·        اندوه: غصه، تاثر، نااميدي، احساس تنهايي، افسردگي و ....

·        ترس: اضطراب، بيم، ناآرامي، وحشت، فوبي، بهت، وحشت زدگي و ....

·        شادي: لذت، آسودگي،شوق، تفريح، خشنودي، به هيجان آمدن و ....

·        عشق: رفاقت، پذيرش، مهرباني، شيفتگي، اعتماد و ....

·        شگفتي: تعجب، حيرت، جاخورددن و ..

·        نفرت: تحقير، اهانت، بيزاري، بي رغبتي و....

·        شرم: احساس گناه، دست پاچگي، حسرت، احساس پشيماني، افسوس، توبه و ...

 

·        ٤-٢) نشانه هاي ذهن هيجاني

·        دارا بودن پاسخ  سريع ولي سسست بنياد

·        تقدم احساست بر افكار ( اول احساسات بعد افكار)

·        يك واقعيت نمادين و كودكانه

·        اعمال نفوذ گذشته بر زمان حال

·        واقعيتي وابسته به حالت

 

ارشد مددکاری و نکات کلیدی

دوستانی که قصد دارند ارشد مددکاری اجتماعی را به عنوان رشته کارشناسی ارشد خود انتخاب بکنند  بدانند که لازم نیست بعضی از کتاب ها را مطالعه کنند چرا که تجربه در این امر نشان داده که سوالی از این کتاب ها طرح نمیشه و با توجه به اینکه اینجناب نزدیک به ۱۱۰۰سوال مددکاری را برای تالیف کتاب مجموعه سوال های کارشناسی ارشد مددکاری بررسی کردم متوجه شدم که به هیچ عنوان از این کتاب ها سوال طرح نمیشه.

یکسری نکات کلیدی هم در کنکور کارشناسی ارشد مددکاری وجود دارد که ان شاا... در آینده به آن اشاره می گردد.

آدمی ساخته افکار خویش است فردا همان خواهد شد که به آن اندیشیده است

کوچه گردان عاشق

سلام به بچه های دانشگاه شریف که با آمدن ماه رمضان کوچه گردان عاشق را خیلی خوب برپا می دارند خواستم بهتون بگم دوستتان دارم خسته نباشید یا علی

از مددکاری چه خبر

راستی بچه های مددکاری و خدمات کجا رفتند شایدم جای نرفتند نشستن دارن به ترس کنکورشان فکر می گنند شایدم نه میگن ما که ۴ سال مددکاری خوندیم چیزی یاد نگرفتیم یا چیزهای که یاد گرفتیم اصلا به کارمان نمی آید حالا چرا بیایم ارشد مددکاری بخوانیم شاید حرفشان درست باشه شاید کاملا اشتباه من کاری به این فکرها ندارم مهم اینه که ما بچه های مددکاری خوابیم چون رتبه یک مددکاری از یک رشته دیگه است یا کسی دکترای مددکاری می خواند نه لیسانس مددکاری داره نه ارشد مددکاری .

راستی این سوال از اساتید باید پرسید که میگفتن مددکاری باید مصاحبه داشته باشه تا هرکسی وارد این رشته نشه پس چی شد حالا هرکی به هرکی شد.

راستی مگر میشه کسی که اصول مددکاری را نخوانده بیاد مددکار بشه. اره کی گفته نمی شه مگر اصول مددکاری را کی اجرا می کنه و شایدم کی قبول داره بالاخره ما که نفهمیدم چه اتفاقی داره تو این رشته میفته دو تا انجمن مددکاری به چه کارهای مشغول هستند شایدم به کاری مشغول نیستند چون روز مددکار تمام شد تا سال بعد جشنی نداریم که بخواهیم دو روزه واسش برنامه ریزی کنیم.

شنیدم که میگن بچه های مددکاری بیکار نیستند نمی دونم چرا دوستان ما با ارشد مددکاری هنوز بیکارند شاید مدرک مددکاری از دانشگاه علامه ندارند شایدم اصول مددکاری را نخوانند من که بی اطلاع هستم.

ازدواج

سوالی که در ذهن ما شکل می گیرد اینست که چرا برای ازدواج آموزش نمی بینیم 

ولی برای گرفتن گواهینامه آری

چرا برای انتخاب لباس عروس و کیک عروسی وقت می گذاریم ولی برای انتخاب شریک زندگیمان نه

چرا برای انتخاب رشته دانشگاه پیش مشاور می رویم ولی برای زندگی و انتخاب همسر اینده نه

چرا برای سرگرمی رمان می خوانیم ولی برای ازدواج نه

چرا برای آینده و انتخاب همسر آینده

ساده می گذریم 

پشت پرده طلاق سراب است

جوانان براي برقرار كردن ارتباط با جنس مخالف خود بيشتر از فناوري اينترنت استفاده مي‌كنند تحقيقات نشان داده از هر 100 مورد طلاق در جامعه 68 مورد آن، نتيجه دوستي‌هاي خياباني است كه به ازدواج ختم مي‌شود.
طبق آمار به دست آمده در 9 ماه اول سال 87، 81 هزار و 33 مورد طلاق رخ داده؛ اين در حالي است كه در سال 87، 7 ميليون و 124 هزار و 880 مورد ازدواج در كشور انجام شده است.

* دوستي‌هايي كه به ازدواج ختم مي‌شوند

اينترنت يك فناوري جديد و نو است؛ اما اين فناوري موجب از بين رفتن بسياري از خانواده‌ها شده است و به دليل اينكه قابليت مخفي كردن بسياري از فعاليت‌ها را دارد، جوانان براي برقرار كردن ارتباط با جنس مخالف خود بيشتر از اين‌ فناوري استفاده مي‌كنند و تحقيقات نشان داده از هر 100 مورد طلاق در جامعه 68 مورد آن، نتيجه دوستي‌هاي خياباني است كه به ازدواج ختم مي‌شود.

* پرسش‌هاي كودكان بعد از جدايي والدين

بعد از هم گسيختن خانواده‌ها 5 سوال در ذهن كودك ايجاد مي‌شود؛ از جمله اينكه حالا چه بر سر من مي‌آيد؟ چرا پدر و مادر مرا ترك كردند؟ كجا بايد زندگي كنم؟ چه كسي بايد از من مراقبت كند؟ چرا من را به دنيا آوردند؟ اينها تنها تعدادي از سؤالات متعددي است كه در ذهن كودك ايجاد مي‌شود و به دنبال پيدا كردن جوابي براي آن‌هاست.
آيا زماني كه پاي سفره عقد نشسته‌ايد و بالاي سرتان قند مي‌سايند، فكر مي‌كنيد كه يك روز همه چيز به خاطر مشكلات زيادي كه پيدا مي‌كنيد، تمام بشود و فردي را كه با تمام وجود دوستش داريد، رهايش كنيد؛ با شروع زندگي حتي لحظه‌اي طاقت دوري‌اش را هم نداريد؛ اما با مشكلات زيادي كه پيدا مي‌كنيد كارتان به جايي مي‌رسد كه حتي دوست نداريد لحظه‌اي همديگر را ببينيد.
اين وضع زماني بدتر مي‌شود كه بچه هم داشته باشيد و بدتر از آن اينكه حضانت بچه هم بر دوش شماي مادر باشد؛ آن موقع بايد فكر خرج و خوراك بچه هم باشيد؛ واي كه چه مشكلاتي مي‌خواهند بعد از طلاق، تو را همراهي كنند.

* در راهروي دادگاه‌هاي خانواده چه مي‌گذرد؟

وارد راهروي دادگاه كه شدم، زناني پاي چشمانشان همچون بختشان سياه شده بود؛ كودكاني كه با التماس به خانواده خود نگاه مي‌كردند، مرداني كه دست به سرشان گرفته بودند، در فكر فرو رفته و به اطرافيان نگاه مي‌كردند، به راستي اين همه آدم چه مشكلي با يكديگر دارند؛ براي پيدا كردن سوالم به سراغشان رفتم؛ اما آنها آنقدر عصباني بودند كه جرأت پرسيدن سؤالي را نداشتم. براي پرسيدن سؤال از هر كدام آنقدر صبر مي‌كردم تا كمي به آرامش برسند.
زهرا، ع، 30 ساله بعد از يك زندگي طولاني، طاقتش طاق شده بود؛ وقتي علت آمدنش را پرسيدم، گفت: خانواده‌اش خيلي در زندگي ما دخالت مي‌كنند و شوهرم هميشه گوش به فرمان آنها، كاري را انجام مي‌دهد. خدا رو شكر كردم كه زهرا لااقل بچه‌اي ندارد تا او هم بعد از جدايي پدر و مادرش بدبخت شود.
مريم.ج علت جدايي‌اش را كار همسرش مي‌دانست و گفت: او كارش را بيشتر از من دوست دارد. اوايل زندگي تا ساعت 7 شب به خانه مي‌آمد؛ اما كم‌كم ساعت 7 شب به ساعت 2 بعد از نيمه‌شب تبديل شد؛ اين وضعيت او هر شب ادامه داشت. حالا واقعا نمي‌دانم كه او به سر كار مي‌رفت يا جاي ديگر.
مژگان. ل در حال گريه كردن، برايم صحبت مي‌كند و مي‌‌گويد: هر چه در خانه داشتم، فروخته و خرج مواد لعنتي‌اش كردم. ديگر نمي‌دانم چكار كنم كه اين مواد لعنتي را كنار بگذارد. خسته شده‌ام. ديگر توان ترك دادنش را ندارم. چندين بار در خانه و كمپ او را بستم نشد، اما فايده‌اي ندارد.
طاهره. ب گوشه‌ راهرو همراه دختر كوچكش ايستاده بود و همسرش كمي آن طرف‌تر بود. طاهره در جواب سؤال من كه پرسيدم چرا مي‌خواهيد جدا شويد؟ فقط گفت: خودم هم نمي‌دانم. با اين جواب مرا در فكر فرو برد. آيا نمي‌دانم علت جدايي آن هم با يك بچه است؟ از شوهرش پرسيدم، او گفت: خانم من در زندگي فقط يك چيز را خوب بلد است، آن هم شك كردن به من.
وي ادامه داد: اين شكاكي او زندگيمان را به اينجا كشانده ديگر تحمل سؤالات بيجايش را ندارم. نگاهم به دختر 5 ساله آنها افتاد. واي خداي من، سرنوشت اين دختر چه مي‌شود؟ پيش چه كسي خواهد ماند؟ همان‌جا از خدا خواستم كه كمكش كند.

*ازدواج‌هايي كه با عشق آتشين آغاز مي‌شوند

به دنبال سوژ‌ه‌اي خوب مي‌گشتم، چشمم به دختر و پسري افتاد كه فكر مي‌كنم هر دوي آنها 22 سال بيشتر نداشتند. از خانم كه سؤال كردم، جوابي نداد و جرقه‌اي در ذهنم خورد كه نكند آنها با هم از قبل رابطه داشته‌اند و بعد ازدواج كرده‌اند. از همسرش پرسيدم شما كه سني نداريد، چه عاملي در زندگيتان سبب جدايي شما دو نفر شده؟ در پاسخ به سؤال من گفت: خانم ما قبل از ازدواج با هم دوست بوديم و عشق و علاقه فراواني نسبت به هم داشتيم؛ به قول معروف با يك عشق آتشين در سن 20 سالگي زندگي مشتركمان را آْغاز كرديم و در طول اين مدت، تقاضاي من از همسرم اين بود كه تنها به بيرون از منزل نرود و هر كسي كه با منزل ما تماس مي‌گيرد، او پاسخ تلفن را ندهد. خانم شما بگوييد اين توقع زيادي است كه يك مرد از همسرش دارد؟ من كه نمي‌دانستم چه بگويم در فكر فرو رفتم.
در حاليكه در راهرو به راه خود ادامه مي‌دادم، همان دختر جوان مرا صدا زد و گفت: خانم من از ازدواجم پشيمان هستم. شوهرم مدام به من شك مي‌كند و مي‌گويد تو كه با من ارتباط داشتي، حتما الان هم مي‌تواني با فرد ديگري ارتباط برقرار كني. فقط به دختران توصيه مي‌كنم كه با عشق‌هاي آتشين زندگي خود را آغاز نكنند و مراقب خود باشند.

*طلاق كج‌روي‌هاي اخلاقي را افزايش مي‌دهد

نادر قلم‌بر، روانشناس در خصوص ناهنجاري‌هايي كه طلاق در جامعه ايجاد مي‌كند، اظهار داشت: هر فردي پس از طلاق، نياز‌هاي خاصي دارد و زماني كه نياز‌هاي فرد ارضا نشود، ميزان ناهنجاري‌هاي اجتماعي مانند كج‌روي‌هاي اخلاقي وي افزايش مي‌يابد.
وي در خصوص عوامل مؤثر در طلاق بيان داشت: اعتياد، سطح سواد، ناهماهنگي در طبقات اجتماعي، بيماري‌هاي رواني و عدم شناخت طرفين، جزئي از عوامل مؤثر در طلاق است.
وي ادامه داد: زوجين زندگي را با عشق و ابراز علاقه فراوان آغاز مي‌كنند‌، اما بعد از مدت كوتاهي با بروز مشكلات زندگي، ابراز علاقه‌ها كاهش پيدا مي‌كند و همين مسئله مي‌تواند در گسستن ريسمان خانواده تأثير داشته باشد.
قلم‌بر عنوان كرد: دخالت‌هاي ديگران در زندگي زناشويي و بچه‌دار نشدن نيز از عوامل ديگر جدايي به شمار مي‌رود.

*خانواده نخستين مكان الگوگيري است

رويا نوري، جامعه شناس گفت: خانواده نخستين مكان الگوگيري كودكان است؛ بر اين اساس اگر خانواده دچار اختلال شود، ديگر خانه مكان مناسبي براي الگوگيري آنان نيست.
وي در خصوص عامل اختلال در خانواده‌‌‌ها بيان داشت: ارزش‌هاي موجود در بين خانواده‌ها تغيير كرده و همين عامل موجب اختلال در بنيان خانواده‌ها شده است.
نوري در خصوص مشكلات زنان بعد از طلاق اظهار داشت: در دوره‌هاي گذشته طلاق بين خانواده‌ها آخرين راه بود؛ اما در حال حاضر زنان، طلاق را به عنوان اولين و بهترين راه حل، انتخاب مي‌كنند و اين موضوع سبب شده مشكلات اجتماعي زنان افزايش يابد و گاهي دچار مشكلات اقتصادي فراوان نيز ‌شوند.

*تأثير طلاق بر روح و روان دختران بيشتر از پسران است

يوسف گرجي، روانشناس در خصوص تأثير طلاق بر روان كودكان گفت: تأثير طلاق بر روح و روان دختران بيشتر از پسران است.
وي تصريح كرد: افسردگي و مشكلات سازشي از ديگر عواملي است كه بر روان افراد مطلقه تأثير زيادي دارد.
گرجي خاطرنشان كرد: طلاق يك عامل خطر است؛ كه در ازدواج دوم فرد نيز تأثير مي‌گذارد و آمار نشان مي‌دهد گاهي ازدواج مجدد افراد مطلقه باز هم سرانجام خوبي ندارد.

*با گسست خانواده‌‌ها ناهنجاري‌هاي اجتماعي افزايش مي‌‌يابد

محترم رمضانلو، مددكار اجتماعي در اين باره اظهار داشت: با گسست خانواده‌ها، ناهنجاري‌هاي اجتماعي نيز افزايش مي‌يابد و زماني كه هسته اصلي جامعه كه خانواده‌ است، متلاشي شود، مسلماً در جامعه نيز تاثير زيادي خواهد داشت.
وي گفت: فرزندان دختر به دليل اينكه بايد در آينده مورد انتخاب قرار گيرند و با معيار‌هاي خاصي پذيرفته شوند، آثار طلاق بيشتر روي آنها تاثير مي‌گذارد.
اين مددكار اجتماعي پيشنهاد داد: بهتر است دختران و پسران قبل از ازدواج بيشتر با رفتار‌هاي يكديگر آشنا شوند و از مشاوران مجرب استفاده كنند.

*ازدواج مجدد زن يا مرد روحيه كودك را به شدت تضعيف مي‌كند

رسول رباني، عضو هيئت علمي دانشگاه اصفهان بيان داشت: اگر بعد از طلاق، مرد يا زن دوباره ازدواج كنند، كودك از لحاظ روحي آسيب شديدتري مي‌بيند.
رباني تصريح كرد: افرادي كه از قرص‌هاي روان گردان استفاده مي‌كنند و به اعتياد روي مي‌آورند، بيشتر از خانواده‌هاي طلاق هستند.
رباني عنوان كرد: شناخت كم، عدم حمايت خانواده‌ها، كم بودن اعتقادات ديني و افزايش سن ازدواج مي‌تواند از عوامل جدايي باشد.
وي گفت: كودكان يتيم با نداشتن سرپرست مسئوليت‌پذيرتر هستند؛ اما كودكاني كه حاصل خانواده‌‌هاي طلاق هستند، كمتر مسئوليتي را پذيرا مي‌شوند.

*احساس باخت بعد از طلاق به زنان دست مي‌دهد

پرويز شريفي درآمدي، روانشناس گفت: زن‌ها به دليل شخصيت ارتباطي كه دارند، بعد از طلاق احساس باختن پيدا مي‌كنند؛ اين در حالي است كه مردان چنين احساسي نمي‌كنند؛ چون آنها هميشه بعد از يك شكست در زندگي، فعاليتي را براي خود باقي مي‌گذارند كه خود را با آن سرگرم كنند.
وي عنوان كرد: زن‌ها بعد از ازدواج، تمام عاطفه و احساس خود را نثار همسرانشان مي‌كنند و زماني كه زندگي آنها به طلاق ختم مي‌شود، احساس شكست‌خوردگي غير قابل جبراني به آنان دست مي‌دهد.

* كودكان بعد از طلاق الگوهاي تربيتي خود را از دست مي‌دهند

كاظم قجاوند، عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي با بيان اينكه كودكان بعد از طلاق الگوهاي تربيتي خود را از دست مي‌دهند، گفت: كودكان طلاق به دليل اينكه با يك والد و حتي گاهي اوقات بدون آنها زندگي مي‌كنند، عزت نفسشان كاهش مي‌يابد.
وي بيان داشت: يكسان نبودن سطح زندگي خانواده‌ها و دخالت والدين از ديگر عوامل از هم گسيختگي خانواده‌ها است.
عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد خميني شهر بيان داشت: اعتماد عمومي جامعه به زنان مطلقه كم است؛ به همين دليل زنان بعد از طلاق با مشكلات زيادي مواجه مي‌شوند و به دليل نگاه نامناسب جامعه به زنان مطلقه، آثار سوء طلاق بيشتر در جامعه خود را نمايان مي‌كند.

*افت تحصيلي كودكان بعد از طلاق‌ والدين

حسن زائري، رئيس كانون كارشناسان خدمات مددكاري اظهار داشت: كودكان از نظر تحصيلي افت زيادي پيدا مي‌كنند و در نتيجه خيلي سريع وارد بازار كار مي‌شوند و هوش هيجاني كه بايد در بين خانواده به كودك آموزش داده شود، را ياد نمي‌گيرند.
وي افزود: كودكاني كه خانواده‌اي ندارند، كاركرد اجتماعي مثبت خود را از دست مي‌دهند؛ به دليل اينكه سرمايه اجتماعي قوي براي خود ندارند.

*طلاق در بهداشت رواني كودكان تاثير‌گذار است

الهام آرام‌نيا، روانشناس اظهار داشت : طلاق در بهداشت رواني كودكان نيز تأثيرگذار است؛‌ اما گاهي اختلافات زناشويي تا حد زيادي زندگي را متشنج مي‌‌كند؛ در اين صورت اگر زن و مرد از يكديگر جدا شوند، آسيب كمتري به كودك وارد مي‌شود.
وي افزود: طلاق در عدم موفقيت، كاهش اعتماد به نفس و بهداشت رواني و آينده كودكان تأثير زيادي دارد.

*دختران و پسران قبل از ازدواج نگاه محدودي به زندگي و مشكلات آن دارند

پروفسور محمود ساعتچي، عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي گفت: دختر و پسر قبل از ازدواج، نگاه محدودي نسبت به زندگي و مشكلات آن دارند و همين امر موجب مي‌شود آنها در زندگي زناشويي، توانايي برخورد با موانع را نداشته باشند.
وي عنوان كرد: اگر مردي بعد از جدايي به تنهايي به زندگي ادامه دهد، مشكل چنداني براي او در جامعه به وجود نمي‌آيد؛ اين در حالي است كه تنهايي زنان بعد از جدايي، مشكلات متعددي را براي آنها ايجاد مي‌كند.
وي تصريح: در جامعه بايد فرهنگ‌سازي شود كه اگر زن و مردي به دلايل واقعي قادر به ادامه زندگي با يكديگر نبودند و از يكديگر جدا شدند، جامعه آنها را طرد نكند.منبع:فارس
 
  BLOGFA.COM